هزارتو | مجمع هواداران هنر و ادبیات ژانری

صفحه 1 از 4 123 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 33

Hybrid View

  1. #1
    کاربر عضو

    تاریخ عضویت
    2nd November 2014
    محل سکونت
    travelling in all of the universes
    نوشته ها
    28
    تشکر
    1
    تشکر شده : 70 بار در 30 پست

    Post گزارش جلسه خوانش داستان

    دوستانی که حضور پیدا میکنن در جلسات خوانش داستان و فرصت دارن ، لطف کنند و گزارش مناسبی از جلسات رو اینجا قرار بدن .
    حالا لزومی نداره که یه نفر خاص این کار رو بر گردن بگیره ، میشه هر هفته یه نفر این کار رو بکنه ، هم مسئولیت تقسیم میشه ، هم میشه تضمین داد هر هفته گزارش خوانش داریم و هم اینکه تنوع توی گزارش ها به وجود میاد و هر کی به روش خودش یه گزارش مینویسه .
    خلاصه اینکه تاپیک ، حیاتی هستش و هر هفته یکی بانی بشه برای این امر خیر .
    . Everyone you meet is afraid of something, loves something, and has lost something

  2. 2 کاربر از پست watcher the universe تشکر کرده‌اند .


  3. #2
    پشت صحنه

    تاریخ عضویت
    16th October 2014
    نوشته ها
    331
    تشکر
    1,064
    تشکر شده : 1,766 بار در 375 پست
    لزومش که صد در صده ... حکم صادر نکن اقا .... از قضا لزوم داره که یه فرد خاص این کارو بکنه ... مسئولیته و خب نمی شه چریکی زدش .... باید بندازیش رو دوش یکی و اون پاسخگو باشه بابتش ... دد لاین بشه براش تعیین کرد و خب یه شکل رسمی تری هم به خودش بگیره ... بذار من یه خرده بگردم و جلسات به یه ثباتی برسن ... من گزارشا رو اوکی می کنم .... به چشم ...
    ارس ..... پناه

  4. 3 کاربر از پست Clerk تشکر کرده‌اند .


  5. #3
    کاربر عضو

    تاریخ عضویت
    2nd November 2014
    محل سکونت
    travelling in all of the universes
    نوشته ها
    28
    تشکر
    1
    تشکر شده : 70 بار در 30 پست
    نقل قول نوشته اصلی توسط Clerk نمایش پست ها
    لزومش که صد در صده
    آقا قضیه اینه که اگه فقط رو دوش یه نفر بندازی ، طرف ممکنه یه هفته نباشه ، یه هفته مشکل براش پیش بیاد ، یه هفته زمانش رو نداشته باشه ، یه هفته حالش رو نداشته باشه حتی ، گزارش رو ننویسه ، درنتیجه گزارشی وجود نخواهد داشت . ضمن اینکه آقا ما حکمی صادر نکردیم که بخواد زیرش امضا بخوره که ، پیشنهاده ، اتفاقا اگه چند نفر هم باشن ، کار رسمیه و هیچ تفاوتی نمیکنه . این جا همیاری معنا میده ، قرار نیست که استخدام بشه طرف که بازخواست بشه چرا گزارش تحویل ندادی و اینا ! :دی
    . Everyone you meet is afraid of something, loves something, and has lost something

  6. کاربران زیر از پست watcher the universe تشکر کرده‌اند:


  7. #4
    پشت صحنه

    تاریخ عضویت
    16th October 2014
    نوشته ها
    331
    تشکر
    1,064
    تشکر شده : 1,766 بار در 375 پست
    آقا خیلی ساده بهت بگم که یک جور برند باید در کار باشه ... فلانی جلسات رو برگزار می کنه و بهمانی هم گزارش می نویسه ... الان چرا در برگزاری جلسه همیاری نمی شه؟ ... اون راحت ترم هست حتی ... عملا اگه امید و من کارو زمین بذاریم به معنای واقعی زمین می مونه ... ملت باید بدونن که کار با کیه که سردرگم نشن ... توی این رند به اصطلاح همیاری نرن و بیان ... معنا باید داشته باشه کار کردن ... چرا مدیر ترجمه ی شگفتزار یه اقای خوبیه ... خب مسلما اون اقا خوبه خودش ترجمه نمی کنه همه ش که ... می ده به ملت براش ترجمه کنن ... ولی بالای سر کاره ... یکی باید بالا سر کار باشه واقعا .... مسئول می خواد ...
    ارس ..... پناه

  8. 3 کاربر از پست Clerk تشکر کرده‌اند .


  9. #5
    کاربر عضو

    تاریخ عضویت
    15th October 2014
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    106
    تشکر
    283
    تشکر شده : 813 بار در 179 پست
    ارس به نظرِ من مشخص کنید حتی که تو گزارش چی باید بیاد، چون خیلی حرف‌های مختلف زده می‌شه و نقد‌های مختلف می‌شه
    این که طرف بدونه چی مهم هست چی نیست
    یعنی خب یه قاعده تعیین کنید تا شخصی که به فکر میفته که شاید از پسش بربیاد، بدونه دقیقاً‌ چه باید کنه.
    ".I'm afraid if you look at a thing long enough, it looses all of it's meaning"
    Andy Warhole

  10. 4 کاربر از پست Summer تشکر کرده‌اند .


  11. #6
    پشت صحنه

    تاریخ عضویت
    16th October 2014
    نوشته ها
    331
    تشکر
    1,064
    تشکر شده : 1,766 بار در 375 پست
    نقل قول نوشته اصلی توسط ادموند نمایش پست ها
    عاقا اسپم نمی زنما، اما ایمورتال ویچ راس می گه


    مثلا اون صحبت های مربوط به سینی یا دست به آب(و محمدرضا گفت یه چیزی تو مایه های این که آب قطع شه :دی) و اینا نباید ثبت شن. و خب می گم باید برنامه های ثابت داشت برا جلسه، مثلا نیم ساعت اول هر جلسه بشینیم یه فصل از یه کتابی رو بخونیم(مثاله حالا) و نقدش کنیم، چون این که طبق روال پیش نریم یه جورایی به جلسه آسیب می زنه. مثلا خودم دوس داشتم داستان محمدرضا جوری بود که هر جلسه می خوندیم

    همینا دیگه

    +دوستان برا اسکایپ به جای تیم اسپیک پیشنهاد دادن... قضیه چه طوریه الان؟ هنو تو تیم اسپیک می مونیم؟ چون واقعا این تغییر سرور یا مشکلاتی که پیش می آد(که فک کنم بازم مشکل از خود تیم اسپیک باشه اکثراً) خیلی رو اعصابه
    در مورد پرت و پلاهایی که تو جلسه که گفته می شه خب کسی که گزارش رو می نویسه، قطعه به یقین می دونه که نباید توی گزارش بیان ... و در مورد نظم جلسه هم یه چیز دیگه ای که باید در نظر بگیریم اینه که برای یارویی که بار اولشه جلسه میاد هم جذابیت داشته باشیم ... اگه یه قسمت از وسط یه سریال طویل باشیم یاروی تازه وارد نمی فهمه چی به چیه .... و خب به عنوان المان ثابت هم قراره که زمستان رو بخونیم دیگه ...
    در مورد عوض کردن تیم اسپیک ... به این راحتیا نیست حبیب ... یه خرده زمان می بره .. امید داره روش کار می کنه و تا وقتی که خبری داده نشده از جانب خود من یا امید، قضیه به همین منوال در جریانه ...



    نقل قول نوشته اصلی توسط Immortal Witch نمایش پست ها
    ارس به نظرِ من مشخص کنید حتی که تو گزارش چی باید بیاد، چون خیلی حرف‌های مختلف زده می‌شه و نقد‌های مختلف می‌شه
    این که طرف بدونه چی مهم هست چی نیست
    یعنی خب یه قاعده تعیین کنید تا شخصی که به فکر میفته که شاید از پسش بربیاد، بدونه دقیقاً‌ چه باید کنه.
    به به ... به به ... شما انگار داوطلبی [ فقط کاربرانی که ثبت نام کرده اند قادر به دیدن لینک ها هستند. can see links. ]؟ .... بسیار عالی .... یه کار خوبی که من می تونم بکنم اینه که بگم گزارش به چه هدفی نوشته می شه .... به نظر من این که چه بندایی باید داشته باشه و چه بندایی نباید داشته باشه، رو خود نویسنده باید تشخیص بده ... من می تونم بگم گزارش یه جور ژورنال نه چندان جدیه با دو تا هدف عمده ... کسایی که می دونن جلسات چین و چه روندی دارن رو از اخبار همون جلسه آگاه کنه ... و کسایی که اطلاع ندارن راجع به جلسات رو قلقلک بده برای اومدن .... پیچش لحن باید داشته باشه نویسنده و خیلی خشک ننویسه ... اخبار جدی رو بده و یه سقف حجم سه چهار هزار کلمه ای رو رعایت کنه ... این که به کجا ها اشاره کنه و به کجاها نکنه هنر خود یاروهه س ... اگه شما دواطلبی که بسیار هم عالیه ....
    باز توضیح بیشتری هم لازم بود بنده رد خدمتم ...
    + ضمن این که اگه کسی می خواد داوطلب نوشتن گزارشا بشه همینجا بیاد طلبش رو اعلام کنه و خب یه کار خوبی که می تونه بکنه اینه که اگه سردرگمه در مورد گزارش نوشتن این لینک رو ببینه:
    [ فقط کاربرانی که ثبت نام کرده اند قادر به دیدن لینک ها هستند. can see links. ]
    و از خود مهزاد هم می تونه مشورت بگیره .... [ فقط کاربرانی که ثبت نام کرده اند قادر به دیدن لینک ها هستند. can see links. ]
    ویرایش توسط Clerk : 9th November 2014 در ساعت 07:39 PM
    ارس ..... پناه

  12. 2 کاربر از پست Clerk تشکر کرده‌اند .


  13. #7
    مدیر بخش

    تاریخ عضویت
    16th October 2014
    محل سکونت
    یه جایی
    نوشته ها
    366
    تشکر
    3,453
    تشکر شده : 1,377 بار در 466 پست
    عاقا اسپم نمی زنما، اما ایمورتال ویچ راس می گه


    مثلا اون صحبت های مربوط به سینی یا دست به آب(و محمدرضا گفت یه چیزی تو مایه های این که آب قطع شه :دی) و اینا نباید ثبت شن. و خب می گم باید برنامه های ثابت داشت برا جلسه، مثلا نیم ساعت اول هر جلسه بشینیم یه فصل از یه کتابی رو بخونیم(مثاله حالا) و نقدش کنیم، چون این که طبق روال پیش نریم یه جورایی به جلسه آسیب می زنه. مثلا خودم دوس داشتم داستان محمدرضا جوری بود که هر جلسه می خوندیم

    همینا دیگه

    +دوستان برا اسکایپ به جای تیم اسپیک پیشنهاد دادن... قضیه چه طوریه الان؟ هنو تو تیم اسپیک می مونیم؟ چون واقعا این تغییر سرور یا مشکلاتی که پیش می آد(که فک کنم بازم مشکل از خود تیم اسپیک باشه اکثراً) خیلی رو اعصابه


    ++اسپم نشد :d چه جالب :d
    حال ندارم امضا کنم الان

  14. 4 کاربر از پست ادموند تشکر کرده‌اند .


  15. #8
    کاربر عضو

    تاریخ عضویت
    15th October 2014
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    106
    تشکر
    283
    تشکر شده : 813 بار در 179 پست
    من که نه آقا کارای خودمو حال ندارم انجام بدم d:
    فقط پیشنهاد دادم که اگه کسی خواست داوطب شه بدونه داوطلبِ چی شده :دی
    ".I'm afraid if you look at a thing long enough, it looses all of it's meaning"
    Andy Warhole

  16. 4 کاربر از پست Summer تشکر کرده‌اند .


  17. #9
    ناظم

    تاریخ عضویت
    20th October 2014
    محل سکونت
    limbo
    نوشته ها
    66
    تشکر
    338
    تشکر شده : 305 بار در 73 پست
    گزارش جلسه پنجشنبه، 6 آذر 93

    حاضرین در جلسه:
    ارس(shadow shaman-clerk)-امید(DeOpen)-علیرضا(عر-arfsp)-حبیب(Edmund)-صدرا(eru)-ایاد(eyad.sai-harry dredsen)-فرزاد(سندمن-farkh)-سارا(immortal witch)-Mohammad hashemi –محمد فائزی فرد(biyakota-sandermon)-سجاد(the god-sajjad)-احمد(hades)-deus- محمد حسین(باکا)-سینا(ginko)-ترانه(Irene)
    داستان های خوانده شده در جلسه:


    1. "سربازان سپیده دم" از صدرا [ فقط کاربرانی که ثبت نام کرده اند قادر به دیدن لینک ها هستند. can see links. ]
    2. قسمت آخر "زمستان" از مهدی بنواری [ فقط کاربرانی که ثبت نام کرده اند قادر به دیدن لینک ها هستند. can see links. ]

    قبل از شروع رسمی جلسه بحث نسبتا طولانی سر اینکه چه داستانی خونده بشه صورت می گیره و بعد از انتخاب داستان "سربازان سپیده دم" صدرا، ایدروم خوندن داستان رو به عهده می گیره و از اواسط داستان به علت دیسکانکت شدن، arfsp ادامه داستان رو می خونه.
    قبل از اتمام داستان بعضی دوستان نظرشون رو در حین خوانش بیان می کنن. اولین انقادی که به داستان وارد میشه از طرف حبیب هست که معتقده مقدمه کپی برداری از سیلماریلیون هست و باکا هم نظرش رو تایید می کنه. حبیب در ادامه میگه از نظر زمانی منطبق با فضای شاهنامه هست داستان با یه مقدمه تقلیدی، ولی مقدمه از نظر اطلاعات دهی خیلی خوبه. مورد بعدی که خیلی مورد انتقاد حاضرین قرار می گیره تکرار زیاد اسم شخصیت اصلی داستان هست و در نهایت، اشاراتی به لغات نامانوس متن از سوی حاضرین میشه.

    بعد از اتمام خوانش، حضار یکی یکی نظراتشون رو اعلام می کنن. حبیب معتقده از نظر نگارشی بعضی توصیفات ناقص بودن و مانوور خود داستان روی کاراکتر های جانبی خیلی کم صورت می گیره. اشاره به برخی حرکات اغراق آمیز کاراکتر اصلی داستان می کنه و در جوابش صدرا در مورد کاراکتر توضیحات بیشتری میده و میگه کاراکتر قرار نیست یک انسان نرمال باشه. حبیب در ادامه میگه به نظرش داستان داینامیک جلو میره و این رو دوست داره. من بر خلاف نظر حبیب میگم که به نظرم خیلی ایستا هست داستان و برخی دیگر از دوستان هم به روند کندش اشاره می کنن. هم چنین من معتقدم پردازش دیالوگ ها اصلا خوب نیست و تصاویری که بینشون ارائه میشه حس و روند داینامیک رو از دیالوگ ها گرفته. حبیب هم معتقده دیالوگ ها بیشتر آمریکایی هستن تا ایرانی باستانی. و در نهایت من معتقدم داستان خوب پردازش نشده چون تعلیق فصل اول خوب نیست و معتقدم داستان نباید طوری نوشته بشه که نویسنده مجبور به توضیح در موردش بشه.

    سندرمون نظرش در مورد داستان اینه که مقدمه خیلی خوبه ولی هر چی داستان جلو تر میره بدتر میشه و پایان رو اصلا خوب نمی بینه. همچنین متن رو راکد می دونه و اشاره می کنه هیچ صعود و یا اتفاق هیجان انگیز جالب توجهی در داستان رخ نمیده و بعد به عنوان توصیه به صدرا میگه بهتره هر داستانی که به ذهنش می رسه رو در آن ننویسه و اجازه بده داستان کامل در ذهنش شکل بگیره.

    arfsp به این موضوع اشاره می کنه برخی صحنه ها از جمله دست درازی سربازان به سارا خیلی مانگایی هستن که برخی دیگه از دوستان هم این نکته رو گوشزد کرده بودن. همچنین معتقده لباس کاراکتر ها خیلی بد از آب در اومده و در نهایت میگه در ستینگ باستانی متن از کلمات خوبی استفاده نشده. صدرا در دفاع میگه داستان چون فانتزیه از نظرش اشکالی نداره استفاده از کلمات مدرن به این شکل که داستان واقعا در فضای ایران باستان نیست و در فضایی شبه فانتزیه که بعضی ها با نظرش مخالفت می کنن و معتقدن توجیه خوبی نیست.

    نظر ارس اینه نویسنده یک روند کاملا از پیش تعیین شده رو دنبال کرده به این شکل که قصد داشته شخصیت پردازی کامل، تصاویر کامل، مقدمه و داستان کاملی رو ارائه بده و این موجب شده متن پر از توصیفات غیر ضروری باشه در صورتی که توصیفات باید تا حدی که لازم هستن صورت بگیرن و میگه داستان بد بیان شده و نثر خوب کار نکرده، به این صورت که دستور زبان و کلمات بدی استفاده شدن و خیلی از واژه ها جایگزین های بهتری دارن. همچنین میگه در متن نیازی به توصیف و پردازش اضافی نیست بلکه مهم اینه داستان درست پرداخته شه. همچنین بر این باوره که چون مقدمه آرکائیک هست، خارج شدن از اون فضا و استفاده از لغات ناهمگون با فضا نباید صورت بگیره. و در نهایت معتقده متن فاقد جذابیته و خیلی باید روی متنش کار بشه. ارس معتقده یکی از روش های بهبود داستان اینه که ابتدا کاراکتر ها و اتفاقات داستان از بیرون برنامه ریزی شن و این مسئله تا حد خیلی زیادی می تونه معضل توصیفات اضافه و اطلاعات دهی بد رو حل کنه.

    فرزاد به این نکته اشاره می کنه که کلا استفاده از وسایل نامناسب در فضای باستانی فقط مشکل صدرا نیست و در کل خیلی از کسانی که در فضای ایران باستان داستان می نویسن این مشکل رو دارن و معتقده سرچشمه این مشکل اینه که درست آموزش داده نشده که چطور نویسنده هایی که می خوان در مورد زمان خاصی داستان بنویسن باید تحقیق کنن در مورد زمان و فضای داستان و به نظرش این جزئیات خیلی مهمه. همچنین معتقده در نوشتن داستان های غیر بومی این ایرادات و فالش ها صد برابر میشه. سپس در ادامه شخصیت پردازی رو مورد انتقاد قرار میده و میگه شخصیت ها خیلی کاریکاتوری هستن و به اطلاعات دهی ایراد می گیره و همچنین معتقده این نوع مقدمه پردازی خیلی تاریخ مصرف گذشتس.

    فرزین در تایید حرف فرزاد معتقده که بهتره به جای استفاده از این نوع مقدمه های فوق خسته کننده، شکل جذابی از مقدمه پردازی صورت بگیره و به عنوان مثال مقدمه پردازی تری پرچت و داگلاس آدامز رو بیان می کنه که در توضیحش می گه در نوشتشون، هجو کوتاهی از متن پیش رو رو داشتن و به طریقی خواننده رو تا اواسط داستان پیش می برن و سپس رها می کنن. در ادامه میگه به نظرش نوشتن در فضای ایران باستان و پرداختن به قشر خیلی بیچاره جامعه اون زمان چندان لزومی نداره چون اصلا خوب صورت نگرفته که فرزاد در مخالفت میگه چون فضای باستانی کمتر تجربه شده، استفاده ازش مشروط بر اینکه تحقیقات کافی صورت گرفته باشه، بهتره و معتقده اگر فضای ساخته شده، قابل قبول باشه، لزوم چندانی نداره واقع گرایانه باشه و به نظرش اشکالی نداره اگه به جای پرداختن به اقشار ثروتمند و بالای جامعه، به قشر های میانه یا فقیر هم پرداخته شه. فرزین هم میگه مخالفتش صرفا با قشر پرداخته شده نیست بلکه شیوه پرداخته که اصلا خوب صورت نگرفته و معتقده صدرا نتونسته از داستان های فانتزی که قبلا خونده برای پرداخت داستانش خوب استفاده کنه.

    و در نهایت صدرا یه ارزیابی کلی نسبت به متن میخواد و نظر فرزین اینه که بهتره داستان رو دور نریزه چون یه قسمت هاییش خوبه ولی باید در کل بازنویسی شه.

    بعد از بحث در مورد داستان صدرا به سوال باکا که چند بار پرسیده بود، جواب داده میشه که پرسیده بود آیا اول پلات رو توی ذهنتون کامل می چینید و بعد می نویسید و یا در روند نوشتن جزئیات پلات رو کامل می کنید و اینکه کدوم روش ارجحه. در جواب فرزین میگه از نظرش ممکن نیست که بدون هیچ پلاتی یک داستان نوشته شه ولی معتقده هیچ کدوم از دو روش بر دیگری ارجحیت نداره و به نظرش به سبک نویسنده بر می گرده اما توصیه شخصیش اینه پلات طراحی بشه قبل داستان.
    بعد این بحث، ارس با تایید جمع داستان زمستان رو از مهدی بنواری می خونه که از اواسط به دلیل کانکشن بد، فرزین خوندن ادامش رو بر عهده می گیره و در پایان از خوب نخوندش عذر خواهی می کنه. همچنین از فرصت استفاده می کنه و بخشی از نظرش رو در مورد داستان بیان می کنه که به سبکش بر می گرده و معتقده فضای سایبر پانکش خیلی جذاب هست. بعد از خوانش به برخی ابهامات دوستان در مورد دیالوگ های متن جواب داده میشه و همچنین این نکته گوشزد میشه که داستان زمستان یک اثر کاملا مستقل نیست و بخشی از ابهاماتش با خوندن سه داستان دیگر مهدی بنواری-بهار، تابستان، پاییز- باید رفع بشه.

    اول از همه فرزین نظرش رو میگه، معتقده در مجموع متن خوبه و به نظرش روند سهل ممتنع شدن تدریجی متن خیلی خوبه. به نظر من هم داستان، بازگشت زبانی به فرم تکنیکالی که در بدو شروع داشته، داره و کمی از فرم ساده پارت قبلی فاصله گرفته. فرزین در ادامه به شکل روایت اشاره می کنه که هم کمی شبیه به روایت سنتی ایران هست و هم بعضا شبیه به متن های جدیدتر فانتزی حماسی مثل گمل میشه. هم چنین به مهندس بودن نویسنده اشاره داره و معتقده به این دلیل نویسنده تونسته تصاویر خیلی خوب و قوی ای رو در مورد ماشین ها و ابزار های استفاده شده در داستان ارائه بده. در ادامه میگه پایان خیلی خوب نیست و مثل خیلی از داستان های سایبرپانک دیگه تموم میشه و تکراریه تا حدودی ولی به نظرش مهم اینه نوشته خیلی حساب شدس و نویسنده کلمات رو خیلی حساب شده استفاده کرده. از طرفی فرزاد معتقده پایان داره به داستان آسیب می زنه و میگه با اینکه نگاه تکنولوژیک نویسنده خیلی خوبه و نگاه هیپی وار نیست و فلش بک ها هم عالین، ولی پایان برای داستان خوب کار نکرده و به تصاویری اشاره می کنه که پایه هایی رو باز می کنن ولی در پایان ازشون استفاده خوبی نمیشه و به ماجرای جادوگرها اشاره می کنه. فرزین تا حدودی مخالفه و به نظرش لازم نیست ایده های دراپ شده در داستان حتما گره گشایی بشن ولی ارس از نظر فرزاد دفاع می کنه و میگه ایده ها باید با دلیل دراپ بشن. معتقده بعضی از ایده ها درام می سازن و این گونه ایده ها باید در طول داستان کشیده شن و دراپشون مشکل برای داستان به وجود میاره. همچنین معتقده پایان خوب نیست و اگر قراره اثر به عنوان یک اثر مستقل هم خیلی خوب باشه، پایان می تونه خیلی بهتر باشه و اثر کمی بیش از حد به پارت های قبلش وابسته شده و در نهایت بر این باوره که ایراد بزرگی به دیالوگ ها وارده و به نظرش خوب نیستن دیالوگ ها.

    متاسفانه بحث بیشتر ادامه پیدا نمی کنه چون سرور منفجر میشه و همه دیسکانکت میشن.

    +دوستان یه نکته رو من فقط بگم، این گزارش صرفا از روی نوت های من هست، اگه جایی اشتباه شده یا کسی نظر داشته و اینجا نیومده، مطرح کنه تا ضمیمه شه. :) جناب ادموند اسم شمام تصحیح شد.
    ویرایش توسط Irene : 1st December 2014 در ساعت 12:16 AM


  18. 10 کاربر از پست Irene تشکر کرده‌اند .


  19. #10
    مدیر انجمن

    تاریخ عضویت
    18th October 2014
    نوشته ها
    404
    تشکر
    2,322
    تشکر شده : 1,627 بار در 481 پست
    دستت دردنکته خانومه دی: خیلی زیاد لطف کردین و بسیار هم خوب و عالی بود. ایشالله همیشه اینقدر خوب گزارش بنویسیی دی:
    ضمن این که یاروهایی که مثلا خوندین گزارش و این پست رو و داستان من و داستان مهدی بنواری رو نخوندید، برید بخونید و نظر بدین، هرچه قدر هم که مزخرف(داستان من) یا باکلاس و سطح بالا(مهدی بنواری) باشه برین بخونید دی: عین خود من گشاد بازی در نیارین داستان هیچکی رو نخونید دی:
    پ.«ک این رو بهم اون جماعتی بود که نیومدن جلسه دی:
    پ.ن1: داستان من هم خلیی هم خوبه اقا دی: هرچهقدر هم که مزخرف و اماتوری و فلان باشه ته اش بازم خوبه دی:
    : kaiki
    The fake is of far greater value. In its deliberate attempt to be real, it's more real than the real thing.
    ***
    Even if the truth is as one suspects, it may still be worthless.
    ***
    Just as there isn't a problem that can't be solved by being right, there isn't a problem that can't be solved by money.
    ***
    “Have Suspicions,not Faith”
    : kumagawa misogi
    「Humans are born with no purpose, live for no reason, and die for nothing. Because this world is pointless, and our lives are aimless.」

  20. 5 کاربر از پست Kumagawa تشکر کرده‌اند .


صفحه 1 از 4 123 ... آخرینآخرین

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •