هزارتو | مجمع هواداران هنر و ادبیات ژانری

صفحه 4 از 4 نخستنخست ... 234
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 33 , از مجموع 33
  1. #1
    کاربر عضو

    تاریخ عضویت
    2nd November 2014
    محل سکونت
    travelling in all of the universes
    نوشته ها
    28
    تشکر
    1
    تشکر شده : 70 بار در 30 پست

    Post گزارش جلسه خوانش داستان

    دوستانی که حضور پیدا میکنن در جلسات خوانش داستان و فرصت دارن ، لطف کنند و گزارش مناسبی از جلسات رو اینجا قرار بدن .
    حالا لزومی نداره که یه نفر خاص این کار رو بر گردن بگیره ، میشه هر هفته یه نفر این کار رو بکنه ، هم مسئولیت تقسیم میشه ، هم میشه تضمین داد هر هفته گزارش خوانش داریم و هم اینکه تنوع توی گزارش ها به وجود میاد و هر کی به روش خودش یه گزارش مینویسه .
    خلاصه اینکه تاپیک ، حیاتی هستش و هر هفته یکی بانی بشه برای این امر خیر .
    . Everyone you meet is afraid of something, loves something, and has lost something

  2. 2 کاربر از پست watcher the universe تشکر کرده‌اند .


  3. #31
    ناظم

    تاریخ عضویت
    31st December 2015
    محل سکونت
    یه جای خیلی دور(فاصلش بستگی به جای شما داره)
    نوشته ها
    202
    تشکر
    1,606
    تشکر شده : 701 بار در 279 پست
    خب من به عنوان یه فداکار ازخودگذشته میام گزارش مینویسم.
    جلسه پنجشنبه 14مرداد 1395
    حاضرین در جلسه:
    زوئی، سروین، علی آر بی ان، زهرا، ارس، فرزاد، ریحانه، محمد رضا ایدروم، مهراد، صدرا، فرنوش، محمد سوری، محمد ارشیا، سارا سامر(نصفه)، حسین دات اس(نصفه)،کیمیا موریاتی، بقیه عزیزانی که ازشون نام نبردم منو ببخشن وبی زحمت خودشون اعلام کنن.
    داستانن اول: ساعتگرد از مهراد[ فقط کاربرانی که ثبت نام کرده اند قادر به دیدن لینک ها هستند. can see links. ]

    داستان به تصمیم اعضای جلسه دو قسمت از داستان ساعتگرد توسط زهرا خوانده شد.
    اولین نظری که داده شد توسط بنده بود که از بودن آن همه غلط املایی شوکه شده و از خوبی توصیف فضا وتشبیهات گفتم وسپس ازغلط های نگارشی نام بردم و ارس در بعضی موارد با بنده مخالف بود.
    نظر بعدی برای ریحانه بود که بعد از تعریفات بسیار از داستان گفت که دیالوگ نویسی میتوانست بهتر باشد واز خسته کننده بودن توصیف بیش از حد گفت همچنین از داستان خواندن زهرا ایراد گرفت.
    نفر بعدی که نظر داد صدرا بود که گفت داستان کشش نداشت و وسطش ول کرده بود وگوش نمیداده.
    زهرا نظر خودرا اعلام کرد وگفت که داستان مصنوعی بود ودیالوگ خوب نبودند واز بدی آن ها حرف زد وفضاسازی را نیز ضعیف توصیف کرد ونیازمند کارو همچنین نثر را نیز رباتی تعریف کرد. ویاد آور شد که چرا بومی سازی نکرده.
    فرزاد نیز در رابطه با داستان گفت که نثر داستان بده واز ریتم خواب آور داستان گفت. وبعد یاد آور شد که داستان یک سری نکات مثبت وجالب نیز دارد وبه مهراد یاد آور شد که اگر بیش تر تمرکزش را روی پیشبرد داستان میگذاشت بهتر می بود. وناهماهنگی نثر را گوشزد کرد.
    نفر بعدی زوئی بود که نظر داد وگفت که بیش از حد توصیفات ریز شده واز روند اصلی داستان خارج شده واین موضوع را خسته کننده دانست.
    نفر بعد ارس بود که سخنرانی بلند بالایی درباره اینکه داستان خوب نیست و زیادی اور دراماتیز است وگفت که داستان کلیشه‌ای است وسپس برای مهراد قسمتی نیمه اکشن از داستان جناب اقای آرمان سلاح ورزی را خواند [ فقط کاربرانی که ثبت نام کرده اند قادر به دیدن لینک ها هستند. can see links. ] نکاتی برای فضاسازی را یاد آور شد همچنین به او گفت که نثرش را بهتر کند.
    جناب ایدروم نیز بعد ارس نطر دادند وراجع به اینکه برای استیل نویسندگیش وقت بگذارد واورا تشویق کرد که داستانش اکشن دارد. واینکه در داستان لحن گزارشی زیاد بود. درکل اورا که با این تجربه کم خوب نوشته بود نشویق کرد وناجی نویسندگی ایران خواند.
    ارس نیز یاد آور شد که قصدش از خواندن کتاب آقای سلاح ورزی این بودکه مقایسه اکشن کند.
    داستان دوم قرار بود که داستان سیاه از النا باشد به دلیل حضور نداشتن ایشون کنسل شده وداستان صدرا جایگزین شد:[ فقط کاربرانی که ثبت نام کرده اند قادر به دیدن لینک ها هستند. can see links. ]
    خواندن این داستان به فرزاد سپرده شد. فرزاد نیز با صدای گوشنواز خود مارا همراه کرد.
    نظرات این داستان به محض اینکه به دستم برسد برایتان خواهم گذاشت.
    ویرایش توسط ali rbn : 5th August 2016 در ساعت 06:32 PM



    usually, lot of people around me. But I feel lonely

  4. 6 کاربر از پست ali rbn تشکر کرده‌اند .


  5. #32
    پشت صحنه

    تاریخ عضویت
    16th October 2014
    نوشته ها
    213
    تشکر
    1,614
    تشکر شده : 1,290 بار در 261 پست
    آقا خیلی ممنون و مرسی
    ولی واقعا من مهراد رو ناجی نویسندگی ایران خوندم (در کمال احترام عرض می کنم)؟؟؟ یعنی برداشت شما از حرفای من کلا این بود؟ :دی
    الان که فکر می کنم شاید دیشب تو حالت عادی نبودم.

  6. 5 کاربر از پست Ghost of Idrom تشکر کرده‌اند .


  7. #33
    ناظم

    تاریخ عضویت
    31st December 2015
    محل سکونت
    یه جای خیلی دور(فاصلش بستگی به جای شما داره)
    نوشته ها
    202
    تشکر
    1,606
    تشکر شده : 701 بار در 279 پست
    نقل قول نوشته اصلی توسط Ghost of Idrom نمایش پست ها
    آقا خیلی ممنون و مرسی
    ولی واقعا من مهراد رو ناجی نویسندگی ایران خوندم (در کمال احترام عرض می کنم)؟؟؟ یعنی برداشت شما از حرفای من کلا این بود؟ :دی
    الان که فکر می کنم شاید دیشب تو حالت عادی نبودم.
    آه ای ایدروم بزرگ! شما دیشب حرفات برای من یکی نامفهوم بود و هرچی فهمیدم رو نوشتم حالا اگه بده واسه من شفاف سازی کنید بگید ویرایشش کنم. در ضمن اگه قبوا نداری چنین چیزی به مهراد گفتی فایل صوتیش موجوده ها!
    ویرایش توسط ali rbn : 6th August 2016 در ساعت 01:48 AM



    usually, lot of people around me. But I feel lonely

  8. کاربران زیر از پست ali rbn تشکر کرده‌اند:


صفحه 4 از 4 نخستنخست ... 234

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •