هزارتو | مجمع هواداران هنر و ادبیات ژانری

صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 35
  1. #1
    کاربر عضو

    تاریخ عضویت
    2nd November 2014
    محل سکونت
    travelling in all of the universes
    نوشته ها
    28
    تشکر
    1
    تشکر شده : 73 بار در 30 پست

    Post گزارش جلسه خوانش داستان

    دوستانی که حضور پیدا میکنن در جلسات خوانش داستان و فرصت دارن ، لطف کنند و گزارش مناسبی از جلسات رو اینجا قرار بدن .
    حالا لزومی نداره که یه نفر خاص این کار رو بر گردن بگیره ، میشه هر هفته یه نفر این کار رو بکنه ، هم مسئولیت تقسیم میشه ، هم میشه تضمین داد هر هفته گزارش خوانش داریم و هم اینکه تنوع توی گزارش ها به وجود میاد و هر کی به روش خودش یه گزارش مینویسه .
    خلاصه اینکه تاپیک ، حیاتی هستش و هر هفته یکی بانی بشه برای این امر خیر .
    . Everyone you meet is afraid of something, loves something, and has lost something

  2. 2 کاربر از پست watcher the universe تشکر کرده‌اند .


  3. #11
    کاربر عضو

    تاریخ عضویت
    18th October 2014
    محل سکونت
    بروجرد
    نوشته ها
    227
    تشکر
    736
    تشکر شده : 567 بار در 217 پست
    آقا ممکنه پست کاملا اسپم باشه و اگه خواستین پاکش کنید. اما واقعا به خاطر این گزارش کامل و جامع و خفن بر خودم لازم دیدم از آیرن عزیز تشکر کنم و بگم که واقعا کار کامل و بزرگی انجام دادن.
    دستشون درد نکنه.
    ممنون و در امان خدا.


  4. 5 کاربر از پست sandermon تشکر کرده‌اند .


  5. #12
    پشت صحنه

    تاریخ عضویت
    16th October 2014
    نوشته ها
    331
    تشکر
    1,066
    تشکر شده : 1,770 بار در 375 پست
    نقل قول نوشته اصلی توسط sandermon نمایش پست ها
    آقا ممکنه پست کاملا اسپم باشه و اگه خواستین پاکش کنید. اما واقعا به خاطر این گزارش کامل و جامع و خفن بر خودم لازم دیدم از آیرن عزیز تشکر کنم و بگم که واقعا کار کامل و بزرگی انجام دادن.
    توبه آقا ... توبه ....!
    از قضا فیدبک دادن به کاتب باشی خیلی هم چیز خوبیه و حمایت می شه .... و این که منم ممنونم از آیرین بابت گزارش ... تمیز و کامله .... دستش هم درد نکنه .... بعد این که بابت مشکل سرور هم عذر می خوام بنده ... سرور یه ده دیقه بعد اون قضیه اتوماتیک طور اوکی شد و خب دیگه من گفته بودم برید متفرق شید و یافتنتون سخت بود اُمت فرزانه ... امید رو هم زدم بیدار کردم از خواب ... خلاصه شرمنده ی هر دو طرفم بنده ... :دی
    ارس ..... پناه

  6. 5 کاربر از پست Clerk تشکر کرده‌اند .


  7. #13
    کاربر عضو

    تاریخ عضویت
    25th October 2014
    نوشته ها
    297
    تشکر
    1,166
    تشکر شده : 986 بار در 287 پست
    هورا بالاخره یه قهرمان پیداشد به غایبا تقلب برسونهd:
    حتی اگه این جفتی باشه(+پروازه) بهترم میشه سطح کیفی صعود میکنه
    کلا آورین و دو یور بست
    DONOTRESIST,OBEYYOURWILL!

  8. 3 کاربر از پست black-anger تشکر کرده‌اند .


  9. #14
    ناظم

    تاریخ عضویت
    20th October 2014
    محل سکونت
    limbo
    نوشته ها
    66
    تشکر
    338
    تشکر شده : 305 بار در 73 پست
    گزارش جلسه پنجشبه 13 آذر 93

    حاضرین در جلسه:
    ارس(clerk-shadow shaman)-حبیب(ادموند)-ایاد(eyad.sai)-فرزاد(سندمن-farkh)-محمد امینl0rd))-محمدرضا(idrom)-شاهین(hawk)-امید(server admin-DeOpen)-ترانه(Irene)

    موارد مورد بحث در جلسه:

    1. بررسی ایده داستان حبیب
    2. خوانش متن در جستجوی فلان از دست رفته از arfspه[ فقط کاربرانی که ثبت نام کرده اند قادر به دیدن لینک ها هستند. can see links. ]
    3. بررسی ایده دنیاپردازی ایاد[ فقط کاربرانی که ثبت نام کرده اند قادر به دیدن لینک ها هستند. can see links. ]

    در ابتدای جلسه حبیب یک ایده داستان کوتاه مطرح می کنه تا مورد بررسی قرار بگیره. داستان قراره در آینده اتفاق بیفته که تقریبا تمامی امور به دست ربات ها انجام میشه و یکی از ربات ها در فانکشنش مشکل پیش میاد که باعث مرگ یک نفر میشه و در نهایت ربات رو از بین می برن.

    Lord معتقده ایده اصلا خاص نیست و صرفا یک اتفاق سادست تا یه داستان و در نوشتنش مشکل به وجود میاد. از نظر ارس ایده خیلی بده ولی از اونجایی که تقریبا دیگه ایده ی اورژینال به اون صورت وجود نداره اگه با برنامه ریزی پیاده شه، می تونه قابل خوندن باشه و فرزاد هم به تکراری بودن ایده اشاره می کنه و میگه داستان هایی که بر این بیس نوشته شدن بیشتر به خاطر وقایع ابزوردشون خوبن و به نظرش اصلا ایده برای داستان کوتاه خوب نیست. همچنین توصیه می کنه حبیب از تصویر ربات های عادی فاصله بگیره و این قضیه رو در نظر بگیره که ربات ها می تونن خیلی پیچیده تر و ماشین طور باشن. بعد ارس به این موضوع اشاره می کنه که توی داستان، یکی از موارد ایده، اپروچ و یا نگارش باید نو باشه و به نظرش در این مورد ممکنه این اتفاق نخواهد افتاد و توصیش به حبیب اینه که از داستان های رباتیک عصر طلایی فاصله بگیره و داستان های علمی تخیلی بیشتر و جدیدتری بخونه تا بتونه بهتر ایده های علمی تخیلی بنویسه. از نظر من اگر در کنار ایده ساید استوری داشته باشیم نوشته می تونه بلند و خوب باشه اما فرخ این نکته رو گوشزد می کنه که ساید استوری ها هم نباید بیش از حد زیاد باشن و ارس هم به عنوان یه مثال خوب کتاب مرگ و پنگوئن کرکوف رو مثال می زنه به عنوان کتابی که به دلیل تعدد خط های داستانی جانبی، در ایجاد تعلیق مناسب و نشون دادن فضاها و کرکترها به خواننده، خوب عمل کرده و تونسته همیشه اهمیت ماجرا رو در یه حد نرمالی از رمان ابزورد حفظ بکنه که نه حوصله ی خواننده سر بره و نه روند اونقدر تند باشه که خواننده از کرکتر ها و فضاها عبور کنه فقطط به قصد سردرآوردن از ماجرا. در نهایت هم ایاد میگه حتی ساید استوری هم ممکنه به این ایده کمک نکنه.

    بعد از بحث در مورد ایده حبیب، متن کوتاه arfsp توسط فرزاد خونده میشه. نظر امید اینه که تکرار توی داستان زیاده و معتقده گاهی ممکنه نویسنده برای ایجاد حس در خودش یه عبارتی رو خیلی تکرار کنه که از نظر خواننده همه اون تکرار ها لزومی نداشته باشن ولی در کل معتقده که تصاویر خوب هستن. من هم با این مسئله موافقم که تصاویر خوب هستن ولی وزن متن رو دوست نداشتم و شاهین هم معتقده یا فرزاد داستان رو بد خونده و یا واقعا وزن متن بالانس نیست و به نظرش پیشروی متن کمی بیش از حد سریعه. L0rd هم معتقده منظور متن یک مگسه که فرزاد هم تایید میکنه این ایده رو.

    بعد متن تصمیم گرفته میشه جلسه پایان پیدا کنه چون اکثر حاضرین دیسکانکت شده بودن ولی بعد با مطرح کردن ایده دنیاپردازی ایاد بحث ادامه می کنه. من معتقدم اگه بخش های کلیشه ای ایده خوب پیاده نشه، ممکنه خسته کننده شه داستان ولی چون شخصا به نگارش بیشتر از ایده اهمیت میدم، مشکلی باهاش ندارم و به نظرم با تحقیق کافی و فضاسازی سای فای خوب، می تونه پیاده شه.

    محمدرضا معتقده چون دنیای پرداخته شده خیلی بزرگه، نوشتنش می تونه ترسناک باشه و ممکنه دراپ شه بعدا چون به نظرش ادامه دادنش سخته و همچنین از مکان رخ دادن داستان خیلی راضی نیست و به نظرش می تونه بهتر باشه. همچنین به نظرش نباید دنیاپردازی خیلی بزرگ باشه بلکه پلات و شخصیت پردازی خیلی مهمتره ولی ایاد در جواب میگه قصدش این بوده بدون اتکا به پلات و کاراکتر یه ایده بنویسه چون به نظرش ضعف ایده های قبلیش این بوده.
    از نظر شاهین نوشته با تحقیقات و مطمئن شدن از درست بودن فرضیه مطرح شده، جالب میشه و معتقده اگه داستان نویسی فقط محدود به دنیایی باشه که ماجرا در اون رخ میده، نوشتن خیلی سخت تر میشه.

    نظر فرزاد اینه که دنیاسازی خیلی خوبه و کمی هم فضای مانگا مانند داره ولی به نظرش شیوه اپروچ و ستینگ داستان اصلا خوب نیست به خصوص شیوه قدرتمند شدن کاراکتر های داستان و به نظرش اگر قراره داستان بر این اساس باشه، باید قدرت هایی که به کاراکتر ها داده میشه خیلی منحصر به فرد باشن تا داستان جذاب بشه. از نظر شاهین هم خوبه که قدرت کاراکتر ها فقط خوب یا بد نباشه و یه بالانسی بین قدرت هاشون وجود داشته باشه که فرزاد هم موافقه. به نظرش برای خارج کردن از فرم کلیشه، باید یا ستینگ خیلی لایه لایه و پیچیده مطرح شه و یا اینکه بخش عظیمیش مخفی باشه. همچنین به ایاد توصیه می کنه بیشتر از دنیاسازیش استفاده کنه و به نظرش دنیایی که 90 درصدش زیر آبه می تونه خیلی ایده های جالبی درش پیاده شه مثل کانال کشی بین شهر ها، راهزن های دریایی، تکنولوژی های سابمارین و غیره و از ایاد می خواد بیشتر از رشته تخصصیش در ایده استفاده کنه و میگه که به نظرش ایده باید بازیافت شه و قابلیت احیا شدن رو داره. همچنین این موضوع رو هم مطرح می کنه که اصلا لزومی نداره فضای داستان واقعی باشه و می تونه کاملا در یک دنیای موازی شکل بگیره که شهر ها و کشورها واقعی نیستن.

    ایاد تصحیحاتی روی ایدش انجام میده به این شکل که میگه به نظرش اون گروه انسان های متفاوت از قصد ایجاد بشن و میگه قراره اون دسته انسان های خاص بر اساس تغییرات بیلوژیک خاصی که درشون رخ میده، پروتئین های جدیدی در بدنشون ایجاد بشه و بدنشون فانکشن های متفاوتی با انسان های عادی داشته باشه و قصدش اینه این تغییرات از نظر علمی قابل قبول باشن. فرزاد میگه تصحیحات جدید هم به اندازه کافی شوآف ندارن و به اندازه کافی خوب نیستن و اگر ایاد نتونه ستینگ خوبی برای دنیاسازیش بچینه، دنیای ساخته شده کاملا هدر میره و به نظرش فرق نویسنده معمولی و نویسنده خوب هم در همینه. همچنین این مسئله رو گوشزد می کنه میشه از مانگاهای زیادی برای ساختن ستینگش استفاده کنه چون ایده های خوبی برای ستینگ دارن و در نهایت ایاد هم از اینکه متوجه شد مشکل ایدش کجاست راضیه و میگه بیشتر روش فکر می کنه.

    +تنکس از برگزار کننده بابت ویرایش و غیره :)
    +دوستان مثل همون قبلی اگه جایی اشتباهی رخ داده یا نظری درج نشده بگید که اضافه شه.
    +و ممنون از نظرات روی گزارش قبلی :)
    ویرایش توسط Irene : 9th December 2014 در ساعت 03:44 AM


  10. 8 کاربر از پست Irene تشکر کرده‌اند .


  11. #15
    پشت صحنه

    تاریخ عضویت
    16th October 2014
    نوشته ها
    331
    تشکر
    1,066
    تشکر شده : 1,770 بار در 375 پست
    بسیار عالی و مطمئن و جادار ... تشکر بابت گزارش ... باشد که مدام شود ... :دی
    ارس ..... پناه

  12. 3 کاربر از پست Clerk تشکر کرده‌اند .


  13. #16
    مدیر انجمن

    تاریخ عضویت
    18th October 2014
    نوشته ها
    431
    تشکر
    2,429
    تشکر شده : 1,732 بار در 510 پست
    تشکررررر. خیلی خوبین خانوم. لطف دارین. شکر که شما هستین
    : kaiki
    The fake is of far greater value. In its deliberate attempt to be real, it's more real than the real thing.
    ***
    Even if the truth is as one suspects, it may still be worthless.
    ***
    Just as there isn't a problem that can't be solved by being right, there isn't a problem that can't be solved by money.
    ***
    “Have Suspicions,not Faith”
    : kumagawa misogi
    「Humans are born with no purpose, live for no reason, and die for nothing. Because this world is pointless, and our lives are aimless.」

  14. 3 کاربر از پست Kumagawa تشکر کرده‌اند .


  15. #17
    ناظم

    تاریخ عضویت
    20th October 2014
    محل سکونت
    limbo
    نوشته ها
    66
    تشکر
    338
    تشکر شده : 305 بار در 73 پست
    خوب دوستان عزیز، بنده ابتدا عذر خواهی می کنم به دلیل اینکه در مدت داوون بودن سایت و فاصله ای که افتاد گزارش نمی تونیم داشته باشیم. از هفته بعد دوباره به طور منظم گزارش ها گذاشته میشه و همین. :)


  16. 4 کاربر از پست Irene تشکر کرده‌اند .


  17. #18
    کاربر عضو

    تاریخ عضویت
    17th October 2014
    نوشته ها
    2
    تشکر
    4
    تشکر شده : 10 بار در 2 پست
    خب من این هفته نمیدونم چیشد که در یک اقدام خفن دختر بسیار گلی شدم و شرکت کردم و در یک اقدام بسیار بسیار خفن تر دختر خیلی خیلی خیلی بهتری شدم و با وجود تمام مشقاتی که بدترینش باز شدن سایت برام بود گزارشش رو هم نوشتم.
    چه بد که فکر نمیکنم هفته های آتی اینقدر دختر خوبی بمونم!



    اعضای جلسه:امیرحسین(لمونی اسنیکت)،حبیب(ادموند)،کیمیا( موریارتی)،مهزاد(پروازه)

    داستان[ فقط کاربرانی که ثبت نام کرده اند قادر به دیدن لینک ها هستند. can see links. ] نوشته هناحیر

    جلسه کمی دیرتر از حالت معمول شروع میشه.داستان رو خودم میخونم.بعد از خوانش پست اول داستان به اتفاق نظر اعضا خوانش بخش دوم داستان به بعد موکول میشه و اعضا نظرشون رو درباره ی بخش نخست داستان میدن.
    حبیب نظردهی رو شروع میکنه.در مورد نثر داستان معتقده که نثر داستان خوب بوده و اون رو به یاد دارن شان مینداخته.به عقیده ی حبیب نثر قادر بود که احساسات رو به خوبی به مخاطب منتقل کنه.از اینکه داستان خودش رو ساده به جلو برده و شخصیتا رو راحت معرفی کرده ابراز رضایت میکنه منتهی بی ربط بودن مقدمه ی داستان و بخش نخست با یکدیگر به نظرش آزار دهنده اومده و جای سوال داشته.
    در انتها میگه که به نظرش نثر جای کار زیادی داره و باید یک سری از تکرار ها حذف بشه و این مسئله ی ناخوشایندی بوده برای خوندن داستان.

    در ادامه ی حبیب من نظرمو میگم.من به اینکه ریحانه مدت زیادیه ننوشته اشاره میکنم و به عنوان یک جور ادامه ی خوب این قضیه رو قبول دارم و اینکه سانتی مانتال بودن نثر ریحانه تا حد زیادی کم شده بود تو این داستان.هرچند که نثر اونقدر که باید عالی نبود.نثر داستان غلیان احساسی زیادی داشت که باعث میشد ریتم از داستان گرفته شه.قسمت اول باید هیجان انگیز به نظر بیاد در حالی که ابدا این طور نیست.و از داستان خود حبیب یاد میکنم که به نظرم در اون نثر مانع ریتم داستان نشده بوده.

    در ادامه بحث توزیع اطلاعاتی نامناسبو پیش میکشم که از اونجایی که توزیع اطلاعاتیِ داستان به دیالوگ ها کشیده شده باعث شده دیالوگ ها هم تا حد بسیار زیادی نا زیبا و نصنعی بشه.هر چند راوی اول شخصه و دست باز تری برای اطلاع دادن در مورد خودش داشته ولی کشیده شدن بار توزیع به دیالوگ ها اونا رو نچسب و غیرقابل باور کرده.بقیه هم با این حرفم موافقن و امیرحسین از اینکه دیالوگ نویسی کار بسیار سختیه حرف میزنه و به جلسه ی گذشته که ایدروم به کیانا در مورد تعجب آور بودن دیالوگ نویسی خوب گفته بوده اشاره میکنه و حتی از کار های فرزاد و سختی دیالوگ نویسی اونا هم صحبت میشه.

    من به اول همین داستان اشاره میکنم که در اون صرفا با گفتن یک صفت تفضیلی موجب شده حالت قیاسی بین حالت فعلی و قبلی پیش بیاد و خیلی آروم به خواننده میرسونه که شخصیت بار اولش نیست که اینجاست.
    حبیب بحث دیالوگ رو پیش میگیره و به ایرادی که من از داستان گرفتم ایراد میگیره.اینکه ممکنه زیاده گویی در دیالوگ ویژگی شخصیت داستان بوده باشه و نه ضعف دیالوگ.

    و من شخصیتی که نویسنده پرداخته رو کاملا متناسب با روایت اول شخصش میدونم که در این روایت صرفا خود روایت شخصیت پردازی خوبی داره و شخصیتی که راوی میرسونه با یک فرد زیاده گو که در مکالمه روزمره از خودش حرف بزنه و اصلا حوصله ی اینو داشته باشه به دوره.

    نفر بعد کیمیاست که نظر خودش رو میده.به نظر اون نثر داستان شبیه آل ال استاین بوده.در ابراز احساسات موفق بوده اما به سرعت تموم شده.به نظر کیمیا اومده که نویسنده بدون طرح کلی و خیلی عجولانه داستان رو نوشته.
    امیرحسین با این حرف تا حدی خالفت میکنه و نداشتن ستینگ نوشتاری رو شاید درست بدونه ولی این که طرح کلی ای وجود نداشته خیر.

    ولی حبیب بیشتر با حرف کیمیا موافقه.به خصوص درباره ی نوشتار شتاب زده ی داستان.

    نوبت به امیرحسین میرسه.به نظر اون داستان ساده اومده و از این به عنوان حسن یاد نمیکنه.در مورد ازدیاد توصیفات انتزاعی و غلیان احساسی زیاد با من موافقت میکنه.
    به نظر امیرحسین مقدمه کار خودش رو برای جذب مخاطب نتونسته به خوبی انجام بده.

    و بعد در مورد اینکه به نظرش داستان تصویر خوبی به خواننده نمیداد میگه و تصویر سازی اونو خوب نمیدونه.تا جایی که در مورد بخش اول تنها مخروبه بودن ساختمون رو رسونده داستان.من درمورد این باهاش بحث میکنم که این میتونه ویژگی شخصیت پردازی در روایت باشه که همین بحث ناتوانی کلی بینی و تصویر بینی کاراکتر رو میرسونه که کاملا هم با سایر ویژگی هاش متناسبه.و بعد این سوال مطرح میشه که در همچین حالتی باید باور پذیر تر شدن داستان به واسطه ی شخصیت پردازی رو روایتو در نظر گرفت یا تقدم اصول بهتر نوشتن یک داستان مثل تصویر پردازی.

    در مورد این قضیه صحبت میشه ولی صرفا مواضع مطرح میشه که من به باور پذیر بودن رای میدم و امیرحسین به تقدم بهتر نوشتن و کیمیا هم تا حد زیادی قضیه رو نسبی میدونه.

    بعد از این قضیه به دلایل داستان خوانی و از اون به دلایل شرکت در همچین جلساتی میرسیم و تقریبا در همین جاهاست که جلسه کم کم تموم میشه.


    این بود گزارش من :)


    +جلسه ی باحالی بود.خوش گذشت.جای غائبین خالی.

    +حال نداشتم کاربران شرکت کننده رو لینک کنم.خودتون میشناسینشون که.نه؟

    +مورد پسند واقع بگیرد.انشالله.

  18. 7 کاربر از پست پروازه تشکر کرده‌اند .


  19. #19
    ناظم

    تاریخ عضویت
    20th October 2014
    محل سکونت
    limbo
    نوشته ها
    66
    تشکر
    338
    تشکر شده : 305 بار در 73 پست
    گزارش جلسه 14 آبان 1394

    حاضرین در جلسه:

    علی نوروزی(Elessar)-فرزین(blood-angel)-امیر(amir)-محمدرضا(idrom)-ارس(clerk)-پرنیان(parnian)-ترانه(Irene)-سارا(Immoral-witch)-فرزاد(sandman-farkh)-میلاد(VARUNA)-حبیب(Edmund)-سمیه(Somayeh)-سیما(siahpoush)-رضا((Reza-kishin
    byron-padma

    در این جلسه دو داستان خونده شد

    1- زمین و کهکشان نوشته سیما
    2-سهراب: تاریخ سری سمنگان نوشته فرزاد[ فقط کاربرانی که ثبت نام کرده اند قادر به دیدن لینک ها هستند. can see links. ]

    بعد از جمع شدن افراد، تصمیم بر این شد داستان سیما خونده بشه، که سمیه تقبل کرد و از وسط داستان به بعد رو ارس خوند. بعد از اتمام، ملت با کلی ترس و وحشت و هراس از شخص نویسنده که در حال تیز کردن تبر خود بود، نظراتشون رو روی داستان نوشتن. نظر فرزاد این بود که داستان موضوع خوبی داره و ایده هایی که در داستان گنجانیده شده بودن، خوب بودن ول مشکل اصلی، خلاصه بودن داستان بود و این موضوع که حجم اطلاعات بسیار زیادی بدون اینکه کامل پرداخت بشن، صرفا مطرح و بعد دراپ میشن و امیدوار بود که بهتر اطلاعات داده میشد، ولی از نظر ستینگ به نظرش داستان خوبی می اومد و حتی ترجیح می داد بومی تر باشه داستان.

    سیما در توضیح کلی روی داستان(اسپویلر و اینها...فی الواقع اگه داستان رو نخوندید، ادامه رو هم نخونید) میگه علت اصلی سوژش، ابراز انزجار از تکنولوژی بوده و در میگه اگر داستان خلاصه بوده، به این دلیله که اطلاعات داره توسط یک سیستم عامل یا ماشین بازگو میشه و به نظرش نباید توضیحات احساسی دخیل بشن در پلات و روایت داستان و اینکه در آخر بیگانه هایی که به زمین حمله می کنن، هدفشون نابودی انسان نیست، بلکه صرفا می خواستن از زمین استفاده کنن و در این حین بازماندگان زمین رو هم مطالعه می کردن. فرزاد هم ایدش برای دخیل کردن احساسات، روی آوردن به تکنیک بیانی راوی با احساسات ماشینی(تو مایه های راوی بیگانه بود) و به نظرش ایده خوبی می اومد.

    سارا می گفت که لحن داستان بیشتر مثل گزارشه و خود پلات کم به چشم میاد که از قضا ترانه هم همین نظر رو داره و معتقده علی رغم تمامی توضیحات جذاب و گزارش واری که اول داستان اومده، خود داستان کامل به خواننده منتقل نمیشه و با توجه به توضیحات ابتدای داستان، خیلی پلات سریع پیش می ره و داستان سریع تموم میشه در صورتی که وقتی مقدمه چنین حجمی از اطلاعات رو در بر داره، بهتره خیلی بیشتر ازشون استفاده بشه و در داستان بیان بشن.

    سمیه و رضا هر دو معتقد بودن که داستان بیشتر شبیه درآمد یک ماجرای خیلی بزرگ تر هستش و صرفا نمی تونه به عنوان یه اثر کوتاه مستقل نقش خودش رو خوب ایفا کنه و حتی به نظرشون می اومد که می تونه مقدمه یه داستان بلند تر باشه(که بعدا ارس هم با این قضیه موافقت می کنه). سمیه گفت که به نظرش اگر قراره داستان بیس فن فیکشن طور(استفاده از سه پایه) داشته باشه، خوب از آب در اومده، اما اگر غیر از این باشه، ترجیح میده اوریجینال تر باشه داستان و رضا هم یک سری ابهاماتی که با پلات داستان داشت رو بیان می کنه و البته سیما هم ابهامات رو رفع می کنه. اکثریت معتقدن بعضی اشارات سیما به اهداف داستان، واقعا توسط متن رسونده نشده و می تونست بیشتر روی منظورهایی که می خواسته برسونه کار کنه.

    ارس هم معتقده که داستان این مسئله رو کاملا می رسونه که تکنولوژی های استفاده شده در داستان از طرف نیروهای زمینی نیست ولی به نظرش توضیح این موضوع نباید موخر باشه و در اینجا هست و در کل میگه که پلات موخر بر داستانه.

    فرزین با توجه به شناختی که از سبک نوشتن سیما داره، معتقده که می تونه فن فیکشن هایی با تم طنز رو خیلی خوب بنویسه و به نظرش توانایی این رو داره که با استفاده از ساب پلات هایی در داستانهاش، اونهارو جذاب تر کنه و میگه که داستان سیما، اون نقطه جذابیتی که بتونه خواننده رو جذب و شیفته داستان کنه، به اون صورت نداره. در نهایت هم محمدرضا نظرش رو میگه که ایده های اولیه در داستان نباید دراپ بشن و تعلیق های داستان بهتره که بیشتر بشه.

    در نهایت بحثی پیرامون نثر رخ میده. بایرون معتقده نظر عمومی دوستان که من باب خوب بودن نثره خیلی درست نیست و زیادی به نثر آسون گرفته شده توسط بچه ها، ولی اکثرا جوابشون اینه که به نظرشون نثر در مورد این پلات خاص و این ستینگ خاص خوب کار کرده و همه هم موافقن پرفکت نیست، اما به نظرشون این شکل از داستان، به این سادگی نثر نیاز داشته و خوب بوده. رضا هم میگه تا وقتی که شما متوجه منظور نثر میشی، فقط داستانه که اهمیت پیدا می کنه و یک نثر هر چقدر سخت یا آسون، بعد از اینکه خواننده بفهمتش،صرفا ممکنه از نظر زیبایی مطرح بشه و در وهله بعد فقط و فقط داستان مهمه. بنابراین به نظرش(و نظر خیلی دیگر از دوستان) لزومی نداره نثر سخت باشه.

    بعد از اتمام نظردهی، فرزاد با یک اجرای فوق العاده جذاب، داستانش رو می خونه و بعد از اتمام، اول از همه حبیب میگه با نحوه صحبت کاراکتر رستم مشکل داره و اینکه لحنش مدرنه خوب نیست ولی بقیه باهاش مخالفت می کنن و میگن در اون گذشته ای که مدنظر هست، مرسوم ترین زبان نوشتار، زبان کتابت بوده که بسیار از زبان گفتار فاصله داشته و ما هیچ اطلاعات دقیقی از زبان گفتار اون زمان در دست نداریم. در نتیجه درست نیست که بخواییم یک شکل خاصی از زبان رو برای اون دوره خاص در نظر بگیریم و می تونیم آزادی عمل داشته باشیم، کما اینکه جدای از وارد نبودن ایراد، چند نفر این نظر رو داشتند که فرزاد از قصد این لحن رو برای کاراکتر رستم انتخاب کرده.

    رضا نظرش اینه این مسئله که همین بخش کوچیک از داستان، فارغ از ادامه، می تونه به عنوان یه اثر مستقل باشه، خیلی خوبه ولی میگه برای دادن نظر قطعی روی لحن داستان، باید فصول بیشتری رو بخونه.
    دوستان در جواب این نظر میلاد، که گفت به نظرش اگر اثر قراره فاز فن فیکشن داشته باشه، باید نسبت به شاهنامه وفادار باشه، گفتن که اثر فرزاد در واقع اقتباسه و راجع به شاهنامه، صرفا خود کاراکتر ها هستن که اهمیت دارن، نه میزان وفاداری نسبت به متن خود شاهنامه.
    ایدروم معتقده که داستان می تونه بهتر بشه و به نظرش نقطه قوت داستان، راوی هستش اما همون راوی هم باید اصلاح بشه.

    بعد از این فرزین دو نکته راجع به داستان مطرح می کنه که سر هر دو بحث میشه. یک اینکه فرزاد دوست داره کارش لایت نوول باشه و به نظرش پلات برای این کار پیچیده هست، که ایدروم تا حدودی موافق نیست با این نظر. و به همین دلیل هم که در لایت نوول یک سری از توصیفات تبدیل به صحنه میشن، بخشی از توصیفات داستان فرزاد که ممکنه به نظر اضافه بیاد، حذف میشن. و بحثی هم سر این موضوع رخ میده که آیا برای نوشتن لایت نوول، نیازی به وجود تصویر فیزیکال با جزئیات تمام هست یا نه. خود فرزاد هم با اینکه ممکنه توصیفاتش در نهایت خوب به کار گرفته نشده باشن، موافقه ولی به نظرش زیاد از حد نیست و رضا هم میگه که این مسئله بستگی به سرعت روایت داره. معتقده که اول باید توصیفات توسط خواننده هضم بشن و بعد تصویر بعدی داده باشه و اگر سرعت توصیف و تصویر سازی بره بالا، خواننده ممکنه اذیت شه. دومین مسئله ای هم که فرزین مطرح می کنه، اینه که به نظرش دیالوگ ها کمیک طور هستن و این یک اشکال می تونه باشه. البته خودش هم موافقه که این تجربه، شکست کامل نبوده و واقعا بعضی جاها دیالوگ ها خوب از آب در اومدن و رضا هم میگه که دیالوگ ها کمیک مطلق نیستن. سارا هم میگه که دیالوگ کاراکتر مقابل رستم بسیار در شخصیت پردازی کاراکتر تونسته بود کمک کنه و به نظرش علی رغم کمیکی بودنشون خوب بودن.

    ارس هم نظرش اینه که این ویراست خیلی از ورژن های قبلی نوشته بهتره و با اینکه نثر بعضی جاها سکته داره، اما خوب و جذابه و میگه یکی از مشکلات نوشتن به زبان فارسی ،حرکت بین تصویرهاست و مهمه شما چه بخش هایی از فضا رو توصیف می کنید. معتقده اسلوب کات زدن بین تصاویر اونقدری که برای زبان انلیسی جواب میده، در زبان فارسی جواب نمیده و توصیفات پیوسته و مسلسل وار بین فضاها بهتره. همچنین به نظرش پلاتی که مد نظر فرزاده بیش از حد پیچیدس و این امکان دراپ کردنشو می بره بالا ولی خود فرزاد می خواد حتما ادامه بده.

    پ.ن: اگر کسی در جلسه بوده و اسمش در لیست حاضرین نیست من بسیار بسیار بسیار عذر می خوام، احتمالا از دستم در رفته باشه.
    پ.ن2: اگر کسی نظری داده که در بالا نیومده و می خواد در گزارش اعلام شه، سریع به من خبر بده تا نظرش رو وارد کنم.
    پ.ن3: من لینک داستان سیما رو پیدا نکردم، اگر کسی لینک رو داره پلیز برای من بفرسته تا در گزارش قرار بدم :)
    ویرایش توسط Irene : 12th November 2015 در ساعت 10:44 PM


  20. 6 کاربر از پست Irene تشکر کرده‌اند .


  21. #20
    پشت صحنه

    تاریخ عضویت
    15th October 2014
    نوشته ها
    452
    تشکر
    5,505
    تشکر شده : 1,488 بار در 476 پست
    نقل قول نوشته اصلی توسط Irene نمایش پست ها
    نیلوفر(Elessar)
    صرفاً السار بنده خدا نیلوفر نبود دی: علی نوروزی بود. از رفقای آکادمی. ممنون می شم تصحیح شه دی:

  22. 3 کاربر از پست سندمن تشکر کرده‌اند .


صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •