هزارتو | مجمع هواداران هنر و ادبیات ژانری

صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 35
  1. #1
    کاربر عضو

    تاریخ عضویت
    12th August 2014
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    363
    تشکر
    998
    تشکر شده : 1,751 بار در 394 پست

    Cool کمپین d&d اول: ۴ کلید پادشاهی.

    دوستان ما تقریباً هر هفته جمعه‌ها ساعت بعد از ظهر جمع می‌شیم و دی اند دی بازی می‌کنیم. در مورد این که دی اند دی چیه من توضیح مبسوط خواهم داد منتها الان من تاپیکش رو می‌زنم که بچه‌ها بیاید و در مورد نقشایی که بازی کردید و شخصیت‌هاتون صحبت کنید.

    الان دو جلسه از کمپین این دفعه‌ی ما گذشته و بچه‌ها قرار شده برن یک کلیدی رو پیدا کنن ولی فعلاً توی نکروپولیس زیر شهر و در محاصره‌ی اجساد مردگان قرار دارن. این که در آینده چه اتفاقی براشون خواهد افتاد کسی نمی‌دونه.

    من از همه دعوت می‌کنم توی جلسات حضور داشته باشن حتا اگر به عنوان تماشاچی. بسیار تفریح لذت‌بخشیه و خیلی هم خواهید خندید و خوش می‌گذره. هیجانش هم بالاست. هر هفته من سعی می‌کنم آپدیت کنم این تاپیک رو با همکاری بازیکن‌ها

    فعلاً بگم که یه جادوگر داریم که کوماگاوا ست اسمش. یه اسسین داریم به اسم بلک هند گوتارد. یه جنگ‌جوی نجیب‌زاده هست به نام واکر. یه دارک لرد هست به نام دارک‌هارت و شاگردش به اسم سروین :))
    یه مهندس داریم که اسمش دوین هستش(با بازی مهراد) و یه پالادین قدرتمند به اسم مارکوس(با بازی سهیل) یه دزد ماهر هم داریم به اسم هارلون (با بازی زهرا)
    یه شارلاتان داریم که جنس خراب همش به بچه‌ها می‌فروشه به اسم عبدالجبار شهروند درستکار(با بازی فرزاد خلیلیان) و هیچ قدرت خاصی هم نداره. یه خواهر زاده داره این آقا به اسم عبدالصادق که در آخرین حمله‌ی زامبی ها کشته شد و روحش اسیر دست دارک‌هارت شد.
    شما هم می‌تونید توی بازی شرکت کنید ها... بیاید همینجا ثبت نام کنید تا با گروه ماجراجوهای ما همراه بشید.
    ای شب چه می‌کشانی در خاک و خون شفق را؟ فردا دوباره آیند از راه نیزه‌داران!

  2. 13 کاربر از پست blood-angel تشکر کرده‌اند .


  3. #21
    کاربر عضو

    تاریخ عضویت
    12th August 2014
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    363
    تشکر
    998
    تشکر شده : 1,751 بار در 394 پست
    دوستان خوب و ماجراجوهای عزیز. داوطلبان ورود به قلب تاریکی و از این دست مسائل
    این لینک کرکتر شیت که می‌بینید رو دانلود کنید اگر توانش رو داشتید پرینت هم ازش بگیرید. برای این جلسه اگر پرینتر دارید. اگر نه برای جلسه‌ی بعدی. که بتونید اطلاعات شخصیتتون رو توش وارد کنید به یاری کثالو.

    [ فقط کاربرانی که ثبت نام کرده اند قادر به دیدن لینک ها هستند. can see links. ]
    ای شب چه می‌کشانی در خاک و خون شفق را؟ فردا دوباره آیند از راه نیزه‌داران!

  4. کاربران زیر از پست blood-angel تشکر کرده‌اند:


  5. #22
    مدیر بخش

    تاریخ عضویت
    3rd December 2014
    محل سکونت
    تنکابن، دریا کنار! :دی
    نوشته ها
    163
    تشکر
    544
    تشکر شده : 572 بار در 192 پست
    نقل قول نوشته اصلی توسط blood-angel نمایش پست ها
    دوستان خوب و ماجراجوهای عزیز. داوطلبان ورود به قلب تاریکی و از این دست مسائل
    این لینک کرکتر شیت که می‌بینید رو دانلود کنید اگر توانش رو داشتید پرینت هم ازش بگیرید. برای این جلسه اگر پرینتر دارید. اگر نه برای جلسه‌ی بعدی. که بتونید اطلاعات شخصیتتون رو توش وارد کنید به یاری کثالو.

    [ فقط کاربرانی که ثبت نام کرده اند قادر به دیدن لینک ها هستند. can see links. ]
    آقا دم شما گرم.
    فقط یه سوال دارم... اینو قراره تو جلسه پر کنیم یا خودمون قراره پر کنیم؟
    Whatever happens on earth stays on earth

  6. کاربران زیر از پست The Naïve Vigilante تشکر کرده‌اند:


  7. #23
    کاربر عضو

    تاریخ عضویت
    12th August 2014
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    363
    تشکر
    998
    تشکر شده : 1,751 بار در 394 پست
    نقل قول نوشته اصلی توسط The Naïve Vigilante نمایش پست ها
    فقط یه سوال دارم... اینو قراره تو جلسه پر کنیم یا خودمون قراره پر کنیم؟
    نه کسی اجازه نداره خودش تنهایی پر کنه :دی من براتون توضیح می‌دم دقیق و شما پرش می‌کنید با توجه به کلاسی که دارید بازی می‌کنید.
    ای شب چه می‌کشانی در خاک و خون شفق را؟ فردا دوباره آیند از راه نیزه‌داران!

  8. 2 کاربر از پست blood-angel تشکر کرده‌اند .


  9. #24
    ناظم

    تاریخ عضویت
    31st December 2015
    محل سکونت
    هتل چت باكس
    نوشته ها
    237
    تشکر
    1,913
    تشکر شده : 808 بار در 323 پست
    چیزه آقا من یه تیکه کوتاهی برا زمانی که یکی مثل زهرا که بیست آورد یه حرکت خفنی بزنه ساختم که موقع حرکته بزاریمش اگه خوب بود بگید نسبت به چه موقعیت هایی آهنگ بسازم:
    [ فقط کاربرانی که ثبت نام کرده اند قادر به دیدن لینک ها هستند. can see links. ]



    There's lot of people around me. But I feel lonely

  10. 3 کاربر از پست ali rbn تشکر کرده‌اند .


  11. #25
    کاربر عضو

    تاریخ عضویت
    16th December 2016
    نوشته ها
    10
    تشکر
    9
    تشکر شده : 32 بار در 10 پست
    منم برا جمعه هستم . شخصیت میخوام بسازم باید کلاسش(نژآد) چی باشه ؟

  12. کاربران زیر از پست SpeedSide تشکر کرده‌اند:


  13. #26
    کاربر عضو

    تاریخ عضویت
    12th August 2014
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    363
    تشکر
    998
    تشکر شده : 1,751 بار در 394 پست
    نقل قول نوشته اصلی توسط SpeedSide نمایش پست ها
    منم برا جمعه هستم . شخصیت میخوام بسازم باید کلاسش(نژآد) چی باشه ؟
    شرمنده دوست خوب. قراره که تعداد بازیکنا از یه حدی بیشتر نشه. الان کسایی که هستن رو قراره نصف کنیم. ولی برای تماشا همیشه می‌تونید تشریف بیارید.

    ضمن این که قراره بود بقیه‌ی داستان رو یک دوست خوبی بنویسه که هنوز ننوشته. آقای وجلانتی ساده لطف کن بیا و بقیه‌ی پلات پوینت‌ها رو توی یه پست جدید بذار روی تاپیک بابا جان. اگر نه آقای سردبیر شما باید بیای بذاری.


    دوستان همراهان و عزیزان

    من متأسفانه یه خبری براتون دارم. من هرقدر بالا و پایین کردم دیدم بیشتر از ۷ نفر در هر سری بازی غیر ممکنه و بچه‌ها خودتون نمی‌تونید صحبت بکنید وقتی از یه حدی تعداد بیشتره. برای همین به صورت دیکتاتوری(که رسم همیشگی آکادمی بوده و هست) من تصمیم گرفتم تقسیم بشید به دو گروه.

    گروه اول همون گروه اصلی بچه‌هاییه که بازی رو شروع کردن: امید و فرزانه و مهراد و صدرا و بهزاد و سهیل و سروین.

    گروه دوم بقیه‌ی بچه‌ها که جلسات بعدی اومدن. ولی الان موقتاً زمان نداریم و زمانی براشون توافق نشده. شرمنده ولی دست من نیست قضیه و باید برای این که بتونید بازی کنید صبر کنید که من یه سناریوی دیگه طرح بریزم و خبرتون کنم. ولی الی‌الحساب این بچه‌هایی که گفتم همچنان جمعه‌ها بعد از ظهر هستن. شاید به زودی یه گروهی هم ۵شنبه عصر درست کنیم برای بقیه. منتها من الان سخته برام.

    قرار شده کمک حال منم این آقای علی ربنا باشه. قراره به گیم مستر کمک کنه یه مقداری. حالا قرار شد بیاد من براش توضیح بدم در روزهای آینده. قراره دی‌جی علی ربنا بشه :))
    لطفاً اعتراضاتتون رو همینجا ثبت کنید من بخونم یکم دلم خنک بشه :))

    کسایی که نشد بیشتر در خدمتشون باشیم با این بازی واقعاً شرمنده. این چیزا پیش میاد دیگه :(
    ای شب چه می‌کشانی در خاک و خون شفق را؟ فردا دوباره آیند از راه نیزه‌داران!

  14. 4 کاربر از پست blood-angel تشکر کرده‌اند .


  15. #27
    پشت صحنه

    تاریخ عضویت
    3rd December 2014
    محل سکونت
    Perth WA
    نوشته ها
    316
    تشکر
    815
    تشکر شده : 2,023 بار در 364 پست
    و اما در این قسمت...

    بعد از اینکه دارک هارت مرده جنبان پی برد که رفتن به سمت کلیدهای پادشاهی کاری بسیار خطیر است، گروه ماجراجویان تصمیم گرفتند که به صورت مخفیانه کلیدهای پادشاهی را بدزدند. اعضای گروه مشغول شور و مشورت بودند که ناگهان متوجه شدند یک کلاغ و یک بارد به آن ها نزدیک می شوند. هنگامی که به اندازه کافی نزدیک شدند، کلاغ به انسان تغییر هویت داد. ابتدا همه ی اعضای گروه احساس کردند که این غریبه ها به نیت سوئی به سمتشان آمده اند و در نتیجه سعی کردند تهدیدشان کنند، لکن گزل، دروید شیپ شیفتر، با توانایی بالای خودش همه را مسحور کرد این بود که بارد آوزه خوان دندلین و گزل دروید تغییر شکل دهنده به اعضای گروه ملحق شدند. از قضا در همان حال گروهی از مردگان متحرک (زامبی ها) گشت زنان به سمت اعضای ماجراجو به حرکت افتادند. این مردگان را غول جادوگر هدایت می کرد. اعضای گروه تصمیم گرفتند بی سر و صدا کار این دسته را بسازند. به طرفه العینی دو روگ کارکشته (بلک هند گوتارد آدم کش حرفه ای و هارلون الف تک گرد) به سمت این گروه مرگان یورش بردند. بلک هند گوتارد (چونان که همیشه می کند) مانند سایه ای بر سر زامبی ها فرود آمد و دو نفرشان را پشت ضرب (بک استب) کرد. اما در عمل، این عملیات را باید عملیات هارلون نام نهاد چرا که در یک حرکت خیره کننده رگباری از تیرهای شب رانش را به سمت زامبی ها نشانه رفت و در کسری از ثانیه تمامشان را نقش بر زمین کرد. بلک هند گوتارد کف کرده در میان تلی از مرده های دوباره مرده ایستاده بود!

    در همین حین به تحریک دندلین ماجراجویان متوجه شدند که در زیر صحنی که بر رویش هستند گنجی افسانه ای نهفته است اما چهار جریان قدرتمند جادو از این گنج محافظت می کنند. پس از قدری تامل و بررسی دوین فهمید که تله ای بسیار مخوف در این صحن است که اگر گسسته شود همه ی اعضای گروه به یک باره به طبقه زیرین فرو می افتند و آنجاست که با انبوهی از اسکلت های متحرک و شاه اسکلت ها روبرو خواهند شد. در نتیجه اعضای گروه با افسوس تمام از خیر گنج افسانه ای گذشتند تا بتوانند کلید غربی تالار شاه را بیابند.

    بعد از شور و مشورت، دارک هارت تصمیم گرفت با کمک سورین شاگرد مرده جنبان عملیات شیطانی به جا آورد. با فداکاری سورین، قطرات خون اون منجر شد تا مراسم جادوی سیاه دارک هارت با موفقیت به انجام برسد و مردگان توده وار به حرکت دربیایند. دارک هارت روح عبدالصادق را در بدن غول جادوگر مخفی کرد و بدین ترتیب لشکری از مردگان متحرک تحت فرمان او در آمدند. اما این کار تمرکز و انرژی بسیار زیادی از دارک هارت می گرفت و در نتیجه او مجبور شد در گوشه ای امن مخفی شود و دست از هر اقدام جسمانی ئی بکشد. دارک هارت یکی از زامبی هایش را برای اینکه سر و گوشی آب بدهد به سمت دالان غربی فرستاد. هر چه زامبی بیشتر پیش می رفت دارک هارت از ذهن او دالان را مخوف تر می دید. تالارهای سوخته، نشانه های آتش گداخته بر دیوارها، اما ناگهان در همین حین زامبی در تله ای دهشتناک افتاد و متلاشی شد. گروه که خویش را در دالانی نامطمئن یافته بودند از جایشان تکان نمی خوردند.

    گزل، دروید مرموز، برای به دست آوردن کلید دوم تالار تبدیل به گربه ای سیاه شد و به سمت دالان پر تله رفت. او که به تمامی خویش را نهان کرده بود (فول استلث) تا انتهای دالان پیش رفت و خبر آورد که در انتهای آن دالان، کلید غربی تالار است اما پنج ویرم (اهریمنان مارسای آتشین) از آن مراقبت می کنند.

    تمام اعضای گروه با هم شور کردند و تصمیم بر آن شد که بخشی از مرده ها به سمت ویرم ها فرستاده شوند و آن ها را به سوی تله های دوین، صنعت گر گروه، بیاورند. گروه زامبی ها توانستند تا حدودی موفق شوند و دو تا از هیولاها را به سمت تله اوردند اما سه تای دیگر بر سر جای خویش ایستادند.

    ثانیه های مغتنم فراری بود. این بود که اعضای گروه بلک هند گوتارد را روانه کردند تا به کمک گزل بشتابد و در همین حین باقی زامبی ها را برای منحرف کردن ذهن ویرم ها فرستادند. در این حین گزل توانست کلید را بردارد اما ویرم های نگهبان در ورودی متوجهش شدند. بلک هند گوتارد خودش را به گزل رساند اما او نیز خود را در میان ویرم ها محصور دید. همه چیز به طرز هولناکی رو به وخامت می گذاشت.

    اینجا بود که همه ی اعضای گروه برای نجات هم قطارانشان به تکاپو افتادند. مارکوس شوالیه ی روشنایی و واکر، جنگجوی کوهستان با شجاعتی مثال زدنی به سمت اهریمنان آتشین یورش بردند. هارلون رگبار تیرهایش را بر سر آن موجودات نفرت انگیز دهشتناک می بارید و سورین و کوماگاوا هر آنچه از جادوها و طلسم ها می دانستند به کار می بردند تا جلوی آن هیولاها را بگیرند.

    اما در این میان دوین توانست تله مخوف وسط تالار را به حرکت دربیاورد و در آخرین لحظه فریاد زد که ویرم ها را به سمت آن تله بیاورند. گزل کلید را برای بلک هند گوتارد انداخت و سپس در یک لحظه بحرانی همه ماجراجویان به سمت تله ای که در کنترل دوین بود دویدند. همینکه آخرین نفر از ماجراجویان از روی تله رد شد دوین آن را به کار انداخت. تالار فرو ریخت و هر پنج اهریمن آتشی را در خود مکید. آن ها به داخل گودال فرو رفتند و در جا با تمام اسکلت ها درگیر شدند. هیچ یک از اعضای گروه جرات آن را نداشت که در آن صحنه ی سهمگین مداخله کند.

    اینک اعضای گروه هر دو کلید لازم برای گشودن تالار شمالی را در دست دارند... تا در ادامه ی داستان چه پیش آید...
    دق که ندانی که چیست گرفتم

  16. 6 کاربر از پست darkheart تشکر کرده‌اند .


  17. #28
    کاربر عضو

    تاریخ عضویت
    12th August 2014
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    363
    تشکر
    998
    تشکر شده : 1,751 بار در 394 پست
    عکسی از ویرم‌هایی که این هفته رفقا باهاش درگیر بودن

    [ فقط کاربرانی که ثبت نام کرده اند قادر به دیدن لینک ها هستند. can see links. ]
    ای شب چه می‌کشانی در خاک و خون شفق را؟ فردا دوباره آیند از راه نیزه‌داران!

  18. 7 کاربر از پست blood-angel تشکر کرده‌اند .


  19. #29
    کاربر عضو

    تاریخ عضویت
    28th October 2016
    نوشته ها
    16
    تشکر
    45
    تشکر شده : 56 بار در 15 پست
    ...My God... It cannot be"
    "!!!!PEHLOR


    ...As Marcus shouts and calls his dead god, the one he once praised and fought for his name loses his faith
    "!I want to save my allies! I had to take that key!!... Now a namesake of my god wants me dead"


    ...He steps up on the head of the cursed king
    "!I WILL NOT ACCEPT SUCH FAITH"
    Now the once faithful paladin lets go of his past and mace and book... gradually loses faith in Pehlor. Angrily stares in the eye of the king giving his last breath
    "...!You TOOK what I once held dear... now your damned soul will weep as I become one of you and take yours down one after another... Now"
    :As shadows gather him in an aura he growls
    "!Look at the shell that is you... Empty, Fragile, Weak, soon the battle is over... lost to apathy"
    ...So the aura disappears and Marcus comes out as even a stronger man
    "!!!...AAAAAHAHAHAHAHAHA"
    ویرایش توسط EbonShadow : 24th December 2016 در ساعت 11:24 PM

  20. 4 کاربر از پست EbonShadow تشکر کرده‌اند .


  21. #30
    مدیر بخش

    تاریخ عضویت
    3rd December 2014
    محل سکونت
    تنکابن، دریا کنار! :دی
    نوشته ها
    163
    تشکر
    544
    تشکر شده : 572 بار در 192 پست
    نقل قول نوشته اصلی توسط EbonShadow نمایش پست ها
    ...He steps up on the head of the cursed king
    "!I WILL NOT ACCEPT SUCH FAITH"
    Now the once faithful paladin lets go of his past and mace and book... gradually loses faith in Pehlor. Angrily stares in the eye of the king giving his last breath
    "...!You TOOK what I once held dear... now your damned soul will weep as I become one of you and take yours down one after another... Now"
    :As shadows gather him in an aura he growls
    "!Look at the shell that is you... Empty, Fragile, Weak, soon the battle is over... lost to apathy"
    ...So the aura disappears and Marcus comes out as even a stronger man
    "!!!...AAAAAHAHAHAHAHAHA"


    As the paladin let's go of his hammer, A Dj-looking kid come out of nowhere and snatches the hammer while saying "yoink!"
    marcus be like "sigh..." *facepalms*
    Whatever happens on earth stays on earth

  22. 4 کاربر از پست The Naïve Vigilante تشکر کرده‌اند .


صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •