هزارتو | مجمع هواداران هنر و ادبیات ژانری

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 10

Threaded View

  1. #1
    کاربر عضو

    تاریخ عضویت
    18th October 2014
    نوشته ها
    121
    تشکر
    367
    تشکر شده : 414 بار در 145 پست

    [#1] در شهر آبی چه اتفاقی افتاد؟ [ic]

    [ فقط کاربرانی که ثبت نام کرده اند قادر به دیدن لینک ها هستند. can see links. ]

    [بازی شماره #1] در شهر آبی چه اتفاقی افتاد؟ [Lacuna]

    ایجنت مرسر...ایجنت مرسر صدامو میشنوی؟.... یه مشکلی پیش اومده...!

    تا به حال شده زندگیتون دچار یکنواختی بشه؟ صبح از خواب بیدار بشی، بری سرکار، چندین ساعت تو یه اتاق تنهایی مشغول کار کردن باشی، برگردی خونه و دوباره همین چرخه تکرار بشه. همگی با هدف داشتن یک زندگی هیجان وار وارد کمپانی میشن، مراحل گزینش تقریبا آسونه، چندین سوال روانشناسانه و پرسیدن اسم و بعد شما کارمند رسمی کمپانی خواهید شد. دو ماه سخت ترین آموزش ها رو پشت سر گذاشتید، تمرینات تیراندازی و ... هر کدوم از کارمند ها زیر نظر یک استاد به طور تخصصی آموزش دیدن و بعد وقتی که آماده بودید که برید و آدم بدها رو دستگیر کنید اتاقتون رو بهتون نشون دادند و گفتند قراره اینجا کار کنید. کار هر روزه شامل دسته بندی فایل ها و مهر زدن کاغذ هایی بودن که هر روز صبح روی میزتون بودن و باید اون ها رو مرتب میکردید و بعد درون کامپیوتر وارد میکردید. همه هم دوره ای های شما تو همچین اتاق هایی بودن، هرچند مدت بعضی هاشون دیگه اون طرف ها پیداشون نمیشد، بین همه شایعه بود که اونا ترفیع گرفتند و قراره وارد عملیات بشند. شما هر روز اول وقت میومدید، به بهترین شکل ممکن کارهاتون رو انجام میداد بلکه شما هم لایق ترفیع بشید و بتونید وارد کار میدانی بشید...


    تا این که یک روز دو گارد وارد اتاقتون شدند و ازتون درخواست کردند که همراهشون برید. مگه چاره دیگه ای هم هست؟ گارد ها شما رو به اتاقی در طبقه سوم بردند، دم در به نگهبانی ایستادند و از شما خواستند که برید داخل.

    سلام ایجنت.... . میتونید من رو ایجنت M صدا کنید. من مسئول بررسی ترفیع شغلی هستم که امروز شامل شما هم میشه. بله، خود شما که از نشستن پشت میز و فشار دادن دکمه های کامپیوتر خسته شدی...

    خب قبل از این که شروع کنیم چیزی لازم نداری؟ قهوه، کاکائو؟ قرار نیست الان شیرجه بری میتونی هرچقدر خواستی ناپرهیزی کنی، ها ها! چیزی نیاز نداری؟ بسیار خوب! الان میخوام دستگاه دروغ سنج رو بهت وصل کنم...
    حالا چند تا سوال ازتون میپرسم و بعدش شما رسما یک ایجنت با درجه آبی خواهید بود:

    آیا آماده هستید که زندگی خود را در راه تعقیب تجسمات ناخودآگاه شخصیت های خطرناک برای درمان بیماری های ذهنی آن ها به خطر بیندازید؟

    آیا خودتان را در حدی از توانایی برای گیر انداختن شخصیت های خطرناک میبینید؟

    آیا به کمپانی اعتماد کامل دارید؟

    آیا تا به حال در حزب کمونیست عضویت داشته اید؟


    تبریک میگم، شما هم اکنون یک ایجنت هستید...
    ویرایش توسط Beelzebub : 2nd January 2017 در ساعت 05:05 PM

    And now for something completely Different

  2. 3 کاربر از پست Beelzebub تشکر کرده‌اند .


مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •