هزارتو | مجمع هواداران هنر و ادبیات ژانری

صفحه 3 از 3 نخستنخست 123
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 29 , از مجموع 29
  1. #1
    مدیر بخش

    تاریخ عضویت
    16th October 2014
    نوشته ها
    387
    تشکر
    3,510
    تشکر شده : 1,442 بار در 486 پست

    چرا و برای چه هدفی می نویسید؟

    با استناد به کتب درسی و علمی، الفبا رو فنیقی ها اختراع کردن. انسان ها اوایل با خط میانه ی چندانی نداشتن. تجار و اشراف تنها کسایی بودن که خوندن و نوشتن بلد بودن و تو اون دوره هم خط فقط جهت کارهای اداری استفاده می شد.

    مصر باستان قاعده رو عوض کرد. در مصر، با استفاده از خط مشهورشون، هیروگلیف، زندگی نامه ی خدایان و زندگی شاهان پس از مرگ روی دیوارها حکاکی شد. اگر اطلاعات ناقصم درست باشن، این باید از اولین دفعات داستان نویسی باشه.

    نوشتن مدتی به همین منوال می رفت جلو. تو یونان باستان، زندگی نامه و شجره نامه ی خدایانشون رو می نوشتن و کاری مذهبی به شمار می رفت (البته این استفاده ی بیشتری داشت، و الا کتابخانه های بزرگی هم در آتن و دیگر شهرها بودن که علومی مثل فلسفه و شعر و غیره رو توضیح می دادن). تو ایران، کتابخانه های علمی زیادی وجود داشت. نوشتن از کاری صرفن اداری، به کاری مذهبی تبدیل شده بود. این مذهبی شدن، تو دوره ی بعد از حضرت عیسی به اوج خودش رسید و انجیل نویسی رواج پیدا کرد. راهبان توی دیر ها می نشستن و کتب خطی رو با زیبایی تمام تدوین می کردن و در اختیار کلیساها قرار می دادن.

    اما بعد، حماسه سرایی باب شد. شعرا و قصه پردازها پا به دربار امپراتورهای روم گذاشتن. اکثراً قصه های عامیانه رو تعریف می کردند و بعضاً حماسه هایی مثل حماسه ی سنت جرج اژدهاکش. همچنان مذهب چیز مهمی به شمار می رفت. طی قرون وسطی، کتب زیادی تألیف شد و حماسه های زیادی هم ساخته. افسانه ی مشهور [ فقط کاربرانی که ثبت نام کرده اند قادر به دیدن لینک ها هستند. can see links. ]، [ فقط کاربرانی که ثبت نام کرده اند قادر به دیدن لینک ها هستند. can see links. ]، [ فقط کاربرانی که ثبت نام کرده اند قادر به دیدن لینک ها هستند. can see links. ] و کلی داستان و حماسه ی دیگه، حاصل کار نویسندگان و شعرا و حماسه پردازان در قرون خفقان آور وسطاست.

    کمدی الهی را می توان به عنوان به جرئت دروازه ای به روی داستان نویسی و شعرسرایی مدرن دونست. دانته الیگیری با نوشتن این کتاب، به مراتب کاری حتی سخت تر از سر وانتس و دنیل دفو انجام داد.

    داستان نویسی بعد از مدتی از کاری اشرافی یا مذهبی، مردمی تر شده و وارد زندگی مردم شد. نویسندگان بزرگی، به زندگی مردم عادی پرداختن و آثار زیبایی خلق کردن. اسم بردن از اونها کار بیخودی به نظر می رسه، چون همه با این بزرگان آشنان. ولی می شه از ویکتور هوگو و حتی امیل زولا اسم برد.

    تاریخچه ی نویسندگی رو خیلی هاتون بهتر از من می دونین، ولی موضوع اصلی اینه. اون همه نویسنده نوشتن. برای اعتراض، دلشون، درآمد و غیره. هدف شما چیه؟ چرا می نویسین؟


  2. 6 کاربر از پست ادموند تشکر کرده‌اند .


  3. #21
    کاربر عضو

    تاریخ عضویت
    22nd June 2015
    نوشته ها
    126
    تشکر
    438
    تشکر شده : 623 بار در 130 پست
    انسان‌ها سه دلیل برای نوشتن دارند:

    1. کسب پول
    2. کسب شهرت
    3. عزیز کردن خود پیش شخص یا اشخاصی خاص

    دلایل دیگری که عمده‌ی انسان‌ها ارائه‌ها می‌دهند (مانند کسب لذت، فهم دنیا، فرهنگ‌سازی و...) تلاشی برای مزین‌سازی دلایل سطحی و مادی‌گرایانه‌ی بالاست. واقعاً چطور می‌شود از خود فرایند نوشتن لذت کسب کرد؟ مگر آدم می‌تواند از روح و روان و خلاقیت خود مایه بگذارد، به نبرد با صفحات سفید و پوچی ذاتی دنیا بشتابد و در آخر انتظار نداشته باشد از این فرایند طاقت‌فرسا پول و شهرت و محبوبیت نصیبش شود؟ ما برای تمام نویسندگان و شاعرانی که آثار خود را در اینترنت به اشتراک گذاشته و با بی‌تفاوتی انسان‌های دیگر مواجه شده‌اند، خون اشک ریخته‌ایم. روح شکننده‌ی هنرمند در این سیل بی‌تفاوتی غرق شده و هیچ راه فراری هم نیست. ولی حتی این حس ترحم نیز به ما آرامش نمی‌دهد، چون از صمیم قلب می‌دانیم هنرمند،‌ هرچقدر در قبال کار خود بی‌تفاوتی دیده، آن را در بی‌تفاوتی مضاعف خود نسبت به کار هنرمندان دیگر جبران کرده. اگر نقاشی در گالری نقاشی دیگر شرکت می‌کند، به خاطر این نیست که نقاشی‌های او را دوست دارد؛ به خاطر این است که انتظار دارد اگر روزی خودش گالری زد،‌ او نیز لطفش را جبران کند. اگر احتمال وقوع چنین اتفاقی نبود،‌ او به اندازه‌ی بند کفش‌هایش هم به نقاشی‌های هنرمند مذکور اهمیت نمی‌داد.

    واقعاً غم‌انگیز است؛ سطحی بودن ذاتی نیات انسان،‌ حتی در والاترین فعالیت‌های بشری نیز قابل زدودن نیستند.
    این حرف تأثیرگذار و نچ‌نچ‌آور و این جور چیزا هستا، منتنی یو هَو نو آیدیا واقعاً:دی این که شما لذت شخصی رو اساساً دیسکارد کنی دیگه خیلی فاشیستیه! این نشون می‌ده که شما برخلاف بنده تجربه‌ی داشتن وبلاگ رو در زمانی که همه می‌رن یه چنل تلگرام می‌زنن زوری نوشته‌های خودشونو به خورد ملت می‌دن نداشتی و یا عجیب‌تر از اون هرگز برای خالی‌کردن افکارت و یا تسکین چیزی ننوشتی که حتی نخوای توی همون وبلاگ متروکه بذاریش. من خودمو به عنوان نمونه‌ی نقض این تمایلات سطحی برای شما معرفی نمی‌کنم؛ ولی فکر می‌کنم خیلی از اون نویسنده‌هایی که از داستانشون فیدبک نگرفتن حالشون کمتر از شما بد شده حتی:دی
    حالا شما ممکنه فکر کنی من بهانه میارم و می‌خوام اعتراف نکنم که پست و سطحی و اینام:دی ولی خب من ادعا نمی‌کنم که نوشتن یک عمل شنیع باشه که به هدف به دست‌آوردن منافع (که خیلی زشته واقعاً:دی) صورت می‌گیره. یعنی حتی زبونم لال اشکالی نداره آدم بخواد مشهور بشه و می‌شه مثلاً اعدامش نکرد:دی
    عزیزکردن خود پیش شخص یا اشخاص خاص؟ ریلی؟:))

  4. 5 کاربر از پست ramonaQuimby تشکر کرده‌اند .


  5. #22
    پشت صحنه

    تاریخ عضویت
    3rd December 2014
    محل سکونت
    Perth WA
    نوشته ها
    329
    تشکر
    894
    تشکر شده : 2,096 بار در 381 پست
    من فک می کنم نوشتن هم مثل هر کار دیگه ای برای هر شخصی تجربه ی متفاوتی ئه. در نتیجه نمی شه کسی رو محکوم کرد که چرا برای پول می نویسی، یا درباره ی همه نویسنده ها حکم داد که برای پول می نویسن یا شهرت یا چه و چه. کلا همانند سازی درباره انسان ها باید خیلی محتاطانه و با بررسی کافی باشه این از این.

    اما برای من، نوشتن یه جادوئه... یه جور جادوئه، مثل ریاضیات می مونه از جنس دیگه ایه البته. نوشتن یه حرکت جادوئی ئه که از ابزارهای معمول بتونی باهاش مخلوقات نامعمول خارج کنی! احساساتی رو می تونی منتقل کنی که ربطی به کلماتی که داری می نویسی شون ندارند. این راستشو بخواین به شدت سرگرمی آزاردهنده/چالش برانگیز/جذابی ئه برام. به خصوص وقتی که به قول ایلومیناتی هیچ کس بهش توجه نمی کنه بعد سال ها بعد مورد توجه قرار می گیره... یه لذت عجیبی داره. یه لذت فارغ از شهرت و فولان، لذت مثل اینکه اوه چه مخلوقات جذابی بیافریدم! عجب داستانهایی که نساختم!! بله بله! کار من بید...

    این جادوئه که شما یه حرکتی می زنی که اولش اصلا نمی دونی وردت به چی ختم می شه، بعد حتا ممکنه بعدش هم ندونی وردت به چی ختم شده اما بعدها شاید سالیان سال بعد این ورده به احضار یه هیولای باستانی ختم بشه بسیار بسیار بسیار شگفت انگیزه! نیست؟ هست دیگه... قبول کنین هست.
    دق که ندانی که چیست گرفتم

  6. 7 کاربر از پست darkheart تشکر کرده‌اند .


  7. #23
    پشت صحنه

    تاریخ عضویت
    18th October 2014
    نوشته ها
    470
    تشکر
    2,555
    تشکر شده : 1,893 بار در 554 پست
    ادما می تونن دلایل ساده واسه انجام دادن کاراشون داشته باشن....
    راستش من اونقدر ادم عمیقی نیستم که دلیل خیلی خاص و ویژه ای برای نوشتن داشته باشم یا مثلا احساس مخصوصی بهم دست بده و اینا. نوشتن برای من کار لذت بخشیه و باعث ارضام می شه پس انجامش می دم. دیگه بقیش راستش برام مهم نیست. یعنی مثلا یکی بیاد بپرسه چرا انیمه می بینی یا گیم می زنی من دقیقا جواب مشابهی می دم، چون به نظرم کار لذت بخشیه انجام دادنش همین...
    : kaiki
    The fake is of far greater value. In its deliberate attempt to be real, it's more real than the real thing.
    ***
    Even if the truth is as one suspects, it may still be worthless.
    ***
    Just as there isn't a problem that can't be solved by being right, there isn't a problem that can't be solved by money.
    ***
    “Have Suspicions,not Faith”
    : kumagawa misogi
    「Humans are born with no purpose, live for no reason, and die for nothing. Because this world is pointless, and our lives are aimless.」

  8. کاربران زیر از پست Kumagawa تشکر کرده‌اند:


  9. #24
    کاربر عضو

    تاریخ عضویت
    16th October 2014
    نوشته ها
    117
    تشکر
    185
    تشکر شده : 278 بار در 102 پست
    برای جذب مخاطب. ولی اینجا هیچ کس نگاه هم نمی اندازه به داستان هام.
    من ترول نیستم.

  10. کاربران زیر از پست تانوس تشکر کرده‌اند:


  11. #25
    کاربر عضو

    تاریخ عضویت
    11th February 2017
    نوشته ها
    42
    تشکر
    9
    تشکر شده : 52 بار در 34 پست
    خب، من می نویسم چون از این کار لذت می برم، همین. البته فعلا.

  12. کاربران زیر از پست Amir2527 تشکر کرده‌اند:


  13. #26
    مدیر بخش

    تاریخ عضویت
    26th June 2015
    محل سکونت
    هپروت
    نوشته ها
    308
    تشکر
    1,267
    تشکر شده : 1,491 بار در 417 پست
    من به نظرم آدم همیشه شبیه یه بشکه ایه که بیش از حدش توشو پر کرده باشن یعنی _شاید به شدت فانتزیه این تصویره _منتها یه چیزی وجود داره توی وجود من به شخصه که مثلاً حس میکنم بیشتر از ظرفیتش فرو کردن تو وجودم و همش میخواد سر ریز بشه دقیقاً شکل همون عروسک چوبیه که آدما رو توش زندانی میکنن یا مثل همون نقاشیایی که یه نفری که نفرین شده رو میندازن توش حالا من خیلی تصویرم احساسی و ایناس یحتمل ولی من برای اون سر ریز شدنه فقط دوتا راه دیدم اولیش اینه که حسای مشابه از محیط جذب کنم که با موسیقی و کتاب وفیلم و تصویرای آدمای دیگه میگیرمش (حتی بعضاً با شنیدن مکالمه های معمولی) دومی ام از طریق خارج کردن حسه اس که خب برای من تنها راهم نوشتنه و خب یکم اوایلش که بچه تر بودم دوست داشتم شهرت و پول داشته باشم منتها جلو تر که میرم تصویر واقعی و اینامو دارم از دست میدم هی و تنها راه زندگی کردن کم کم میشه نوشتن برام. و خب الان دیدم که کم کم اون حس اشتیاق به خونده شدنم رو هم ازش کم شده والان تنها دلیلی که مهمه و بهم اجازه میده اونجایی زندگی کنم که میخوام نوشتنه اس البته خب اعتراف میکنم وقتی خودم از نوشتم راضی نیستم به شدت عذاب آوره و مثلاً حسه برام شکل حلقه اس برای گالوم :))
    There's someone in my head but it's not me

  14. #27
    کاربر عضو

    تاریخ عضویت
    13th January 2018
    محل سکونت
    یه جایی
    نوشته ها
    21
    تشکر
    52
    تشکر شده : 23 بار در 11 پست
    ۱- به نویسندگی علاقه دارم
    ۲- یه استعدادای نه چندان زیادی تو خودم میبینم...
    ۳- برای تخلیه ی ذهن و افکارم...
    ۴-برای متفاوت بودن :)

  15. کاربران زیر از پست Jimana تشکر کرده‌اند:


  16. #28
    کاربر عضو

    تاریخ عضویت
    9th September 2017
    نوشته ها
    40
    تشکر
    3
    تشکر شده : 41 بار در 25 پست
    من برای خودم در درجه اول و در درجه دوم برای بقیه مینویسم. دوست دارم لذت خلق من رو یکی دیگه با خوندنش و دادن شوق به خودم و خودش بیشتر کنه. هدف واقعیم هم از نوشتن تموم کردم کتابمه. همسن فقط

  17. #29
    کاربر عضو

    تاریخ عضویت
    16th December 2016
    نوشته ها
    16
    تشکر
    11
    تشکر شده : 44 بار در 12 پست
    به خاطر این مینویسم که دوست دارم خلق کنم و تحسین بشم :دی

صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •