هزارتو | مجمع هواداران هنر و ادبیات ژانری

نمایش نتیجه های نظرسنجی ها: بومی سازی یا آزادی؟

رأی دهندگان
36. شما نمی توانید در این نظرسنجی رای دهید.
  • بومی سازی

    20 55.56%
  • آزادی

    16 44.44%
صفحه 13 از 13 نخستنخست ... 3111213
نمایش نتایج: از شماره 121 تا 127 , از مجموع 127
  1. #1
    کاربر عضو

    تاریخ عضویت
    18th October 2014
    نوشته ها
    366
    تشکر
    568
    تشکر شده : 732 بار در 313 پست

    بومی سازی یا 100% آزادی؟

    خب قبل از بحث لازمه با یکسری عبارات آشنیی داشته باشید:
    بومی سازی:عاملی که شما را محدود میکند به فضا و قضای اطرافتان!
    آزادی:هرشخصیتی، هرمکانی، هرزمانی، همه چیز!
    خب دیگه خودتون انتخاب کنید(نظرسنجی اون بالاست)

  2. 3 کاربر از پست peter تشکر کرده‌اند .


  3. #121
    مدیر انجمن

    تاریخ عضویت
    18th October 2014
    نوشته ها
    431
    تشکر
    2,429
    تشکر شده : 1,732 بار در 510 پست
    منم به حرفای امید و فرزین و رفقا یه چیزی رو اضافه کنم. هرچند که به احتمال زیاد توضیح واضحاته.
    من باب این که وقتی جهان خیالی می سازیم، ایا لازمه که از فرهنگ یا تاریخ یا اینطوری مسائل کشور یا دوره ای خاص استفاده کنیم یا خیر. ببین قضیه اینه که شما آدمی و تخیلت هرچه قدر هم قوی باشه، ریشه در دانسته هات داره. اره می تونی بری در مورد یه تمدن 400 میلیارد سال دیگه داستان بنویسی و اینا، تمدنی که طبیعتا نباید ربط خاصی به تمدن های الان و فرهنگ های موجود یا گذشته داشته باشن، منتها از اون جایی که بالاخره قرار یه فرهنگ و یه تمدنی رو تو داستانت جاری کنی، این فرهنگ هرچه قدر هم انتزائی باشه بالاخره ریشه اش بر می گرده به چیزی که می شناسی. همین دیگه...
    : kaiki
    The fake is of far greater value. In its deliberate attempt to be real, it's more real than the real thing.
    ***
    Even if the truth is as one suspects, it may still be worthless.
    ***
    Just as there isn't a problem that can't be solved by being right, there isn't a problem that can't be solved by money.
    ***
    “Have Suspicions,not Faith”
    : kumagawa misogi
    「Humans are born with no purpose, live for no reason, and die for nothing. Because this world is pointless, and our lives are aimless.」

  4. 3 کاربر از پست Kumagawa تشکر کرده‌اند .


  5. #122
    کاربر عضو

    تاریخ عضویت
    12th August 2014
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    363
    تشکر
    998
    تشکر شده : 1,751 بار در 394 پست
    نقل قول نوشته اصلی توسط Kumagawa نمایش پست ها
    منم به حرفای امید و فرزین و رفقا یه چیزی رو اضافه کنم. هرچند که به احتمال زیاد توضیح واضحاته.
    من باب این که وقتی جهان خیالی می سازیم، ایا لازمه که از فرهنگ یا تاریخ یا اینطوری مسائل کشور یا دوره ای خاص استفاده کنیم یا خیر. ببین قضیه اینه که شما آدمی و تخیلت هرچه قدر هم قوی باشه، ریشه در دانسته هات داره. اره می تونی بری در مورد یه تمدن 400 میلیارد سال دیگه داستان بنویسی و اینا، تمدنی که طبیعتا نباید ربط خاصی به تمدن های الان و فرهنگ های موجود یا گذشته داشته باشن، منتها از اون جایی که بالاخره قرار یه فرهنگ و یه تمدنی رو تو داستانت جاری کنی، این فرهنگ هرچه قدر هم انتزائی باشه بالاخره ریشه اش بر می گرده به چیزی که می شناسی. همین دیگه...
    من صرفاً بگم در دوران طلایی سای فای یه تلاشایی برای این قضیه شد یا توی موج نو. مثلاً خانم لگویین یا آقای آسیموف یه سری تلاش‌هایی داشتن در راستای جهان‌سازی‌هایی که ربطی به تمدن زمینی نداره. حتا سریال بابیلون فایو اینو داشت که فرهنگ فضایی‌هاش به شدت با فرهنگ بشری بیگانه بود و یاروها تمام سعیشون رو کرده بودن که دورافتاده‌ترین فرهنگ ممکن رو تصور کنن از فرهنگ زمینی و هیچ تشابهی نباشه و اینا. و نهایتاً فرهنگه ژاپنی شده بود :)) یعنی در فلسفه‌ی نبرد و فلسفه‌ی دانش و اینا یه چیزی از شینتو و تائو شده بود. که خب نشون می‌ده ژاپنی‌ها واقعاً آدم‌فضایی هستن.

    خلاصه ناممکن نیست ولی کار زیادی می‌بره و مثن باید در حد لگویین و آسیموف باشه آدم. کلی مردم‌شناسی خونده باشه حتا.
    ای شب چه می‌کشانی در خاک و خون شفق را؟ فردا دوباره آیند از راه نیزه‌داران!

  6. 2 کاربر از پست blood-angel تشکر کرده‌اند .


  7. #123
    کاربر عضو

    تاریخ عضویت
    29th October 2014
    محل سکونت
    -_-
    نوشته ها
    109
    تشکر
    131
    تشکر شده : 396 بار در 121 پست
    من الان بعد یه مدت طولانی برگشتم دوباره و خوندم اون ریپلای ها رو! ( جوصله نقل قول ندارم صفحه 12 منظورمه :دی ) . در جواب بگم : ببخشید آقا. معذرت میخوام. برای اینکه دوباره اسپم نزنم پس بزار یه چیز کوچولو بگم برم.

    آقا من الان دارم یه ع ت مثلا بومی تازه نشر از ضحی کاظمی ( نشر چشمه ) میخونم به اسم کاج زدگی . خب اسم کاراکترها به صورت بسیار رنگارنگی ایرانیه :دی یعنی از غضنفر داره تا گشتاسب مثلا :دی بعد محیطه هم مثلا ایرانیه گویا و ... ولی خب من زیاد ازش دریافت بومی ندارم . نثرش هم چیز خاص و جالبی نیست. تنها چیزی که بهم این آگاهی رو میده که دارم ع ت فارسی میخونم ، جلد کتابه که اسم فارسی روش خورده و پشت جلد که میگه این رمان یک ع ت بومی و فارسی است.
    خیلی داستان خوندیم جاهای مختلف که سعی کردن بومی بشن با وارد کردن المان های بومی . منتها من نود درصد مواقع به نظرم بومی و فارسی نیومده این کارها. بعد اینجا من میخواستم یه لینک بدم از فروم عنتلکتی آکادمی فانتزی که همزمان با شگفتزار ایجاد شد که مبحثی بود درباره بومی نویسی و اونجا آقامون بنواری دو نمونه متن کوتاه گذاشته بودن و پرسیده بودن از ملت که کدوم مثلا به نظر شما بومی تره . خب ریدن به اون فرومه و گویا در دسترس نیست ( سو سد . ولی یحتمل عر از یه سوراخی که هیچکس نمیدونه اون سوراخ کجاست ، یه لینک از قضیه میذاره :دی ) .مثلا یکیشون درباره توصیف شومینه بود و یکیش درباره یه در . ایناش مهم نیست حالا . قضیه این بود که بعدش یه سری گفته بودن این بومی تره و یه سری گفته بودن اون بومی تره . هیچ دلیل مشخصی هم وجود نداشت. هرکس بنا به تجربه شخصیش به نظرش فضای یکی از این ها بومی تر بود . حالا میخوام بگم به نظرتون اینطور نیست که بومی نامیدن یه اثر صرفا به خاطر المان هایی مثل تیر و تخته و اسم و اینا ، خیلی قضیه رو نسبی نمیکنه ؟ و خب بعد همه اینا ، آیا به نظرتون درست تر نیست که بگیم نثر و زبان اون اثر بومی بودن یا نبودن اون رو تعیین میکنه ؟
    این برای اینکه ناظر نزنه من رو .

    در جواب فرزین هم بگم ، خب بله این جا بحث کردن برای اینکه «بومی نویسی خوب است یا » فوق العاده مزخرف و پوچه . چون ما اینجا میشینیم برای یه عده که داستان فارسی و رمان فارسی نخوندن توضیح میدیم چرا فارسی نویسی خوبه . خب هرچقدر بگیم طرف نمیفهمه . به اصل قضیه پی نخواهد برد :دی وقتی نخوندن چیز فارسی و تسلط بهش ندارن ، هرچقدر هم بگی متوجه نمیشن. خودشون باید تجربه کنن . حالا اگه تاپیک درباره اینکه بومی نویسی چیه و چجوریه باشه ، اصلا بورینگ نیست.

    پ ن : هرکی بعد این پست بیاد به من تیکه بندازه ، با پشت دست میزنم تو صورتش :|
    -..-.....

  8. 4 کاربر از پست Ginko تشکر کرده‌اند .


  9. #124
    کاربر عضو

    تاریخ عضویت
    12th August 2014
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    363
    تشکر
    998
    تشکر شده : 1,751 بار در 394 پست
    نقل قول نوشته اصلی توسط Ginko نمایش پست ها
    در جواب فرزین هم بگم ، خب بله این جا بحث کردن برای اینکه «بومی نویسی خوب است یا » فوق العاده مزخرف و پوچه . چون ما اینجا میشینیم برای یه عده که داستان فارسی و رمان فارسی نخوندن توضیح میدیم چرا فارسی نویسی خوبه . خب هرچقدر بگیم طرف نمیفهمه . به اصل قضیه پی نخواهد برد :دی وقتی نخوندن چیز فارسی و تسلط بهش ندارن ، هرچقدر هم بگی متوجه نمیشن. خودشون باید تجربه کنن . حالا اگه تاپیک درباره اینکه بومی نویسی چیه و چجوریه باشه ، اصلا بورینگ نیست
    خب از یاروها می‌خوایم بخونن دیگه. یعنی خیلی چیز عجیبی نیست. بومی‌نوشتن هم یه جور نزدیک کردن نثر به تجربه‌ی عمومی مخاطبه. یعنی شما برای هر خرده‌فرهنگی هم ممکنه مدل متفاوتی بنویسی. ولی یه سری تجربه‌ی فرهنگی/ادبی/نسلی/اجتماعی هست. شما اینا رو می‌تونی بیان کنی. موضوع اسم قضنفر و گرشاسب نیست سینا. اینقدر قضیه سطحی نیست. یعنی از تو انتظار ندارم بگی مشکل اسم یاروهاست. مشکل اسم نیست. مشکل به نظرم نحوه‌ی بیان اون تجربه‌ایه که شاکله‌ی جهان‌بینی من به عنوان مثلاً گیک ایرانی یا آشپز ایرانی یا شمشیرزن ایرانی یا دایناسور شناس ایرانیه. یعنی بیان اون تجربه به ترتیبی که با سایکی(خودانگاره، روان، درون‌بینی، تحلیل تجربیات) من به عنوان ممد و حسن و بهادر و ایزدمهر و گرشاسب بخوره.

    برخورد ما با ادبیات علمی‌تخیلی شبیه برخورد اگزوتیک نویسنده‌های اواسط قرن بیستم با فرهنگ هند و بودیسمه راستش. یه برداشت سطحی و تماتیکه که یه سری روندهای سطحی رو میاره بالا و بولد می‌کنه تا از شر روندهای اصلی خلاص بشه و اون بی‌سوادی و بی‌اطلاعیمون نسبت به اون تجربهه پوشیده بشه. من می‌گم نیازی نیست تجربه‌ی قلابی رو بخوایم پرداخت کنیم توی داستانمون. بیایم با صداقت همین تجربه‌ای رو که داریم درش تعمق کنیم و همین رو در نوشته‌هامون با مخاطب به اشتراک بذاریم. برخورد صادقانه با تجربه‌ی شخصی و تجربه‌ی اجتماعیمون داشته باشیم. حالا اگر این صداقته باعث بشه شما بگی نه اصلاً من با بوم ایران هم‌ذات‌پنداری ندارم و درنتیجه می‌رم در بوم ژاپنی و اوتاکویی می‌خوام بنویسم یا در بوم آمریکایی وسترن هالیوودی که فیلماش رو زیاد دیدم بنویسم، خب بنویس. یحتمل مخاطب هم داره دیگه. منتها نظر من اینه که جنس تجربه‌ای که اینقدر دست دوم بخواد باشه خوب نیست. مرغوب نیست. بیشترین تعداد مخاطب رو به سمت خودش نمی‌کشه. در ضمن چنین اثری فراموش می‌شه به نظرم. مشکل اینجاست که صداقته رو ما نداریم. نه در تجربه‌ی نسلیمون نه در تجربه انسانیه.

    نظرم اینطوریاست.
    ای شب چه می‌کشانی در خاک و خون شفق را؟ فردا دوباره آیند از راه نیزه‌داران!

  10. 7 کاربر از پست blood-angel تشکر کرده‌اند .


  11. #125
    کاربر عضو

    تاریخ عضویت
    29th October 2014
    محل سکونت
    -_-
    نوشته ها
    109
    تشکر
    131
    تشکر شده : 396 بار در 121 پست
    نقل قول نوشته اصلی توسط blood-angel نمایش پست ها
    موضوع اسم قضنفر و گرشاسب نیست سینا. اینقدر قضیه سطحی نیست. یعنی از تو انتظار ندارم بگی مشکل اسم یاروهاست.
    من کی همچین چیزی گفتم ؟
    -..-.....

  12. 2 کاربر از پست Ginko تشکر کرده‌اند .


  13. #126
    کاربر عضو

    تاریخ عضویت
    12th August 2014
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    363
    تشکر
    998
    تشکر شده : 1,751 بار در 394 پست
    نقل قول نوشته اصلی توسط Ginko نمایش پست ها
    من کی همچین چیزی گفتم ؟
    خب اینو شما نگفتی :دی بقیش رو موافقت نداری با من؟
    ای شب چه می‌کشانی در خاک و خون شفق را؟ فردا دوباره آیند از راه نیزه‌داران!

  14. کاربران زیر از پست blood-angel تشکر کرده‌اند:


  15. #127
    ناظم

    تاریخ عضویت
    31st December 2015
    محل سکونت
    هتل چت باكس
    نوشته ها
    231
    تشکر
    1,868
    تشکر شده : 783 بار در 317 پست
    خب من بیام نظر شخصیمو پرت کنم در رم.
    آقا بومی نویسی از بیخ یعنی چی؟ یعنی اینکه ما اسمارو فارسی کنیم تموم شه بره؟ اصلا درست به نظر نمیاد. قضیه اینه که ما میخوایم یه فضایی تو داستان درست کنیم که اوج همذات پنداری با مخاطب فارسی زبان رو داشته باشه و فی المثل بگه عه منم میتونستم با شرایط این طرف تو فلان موقعیت باشم یا بودم قبلا. طرف بفهمه که این داره تو فلان جایی که منم هستم اتفاق می افته. از طرفی نویسنده تسلط بیشتری یحتمل تو فضای زندگی خودش داره تا تو جاهایی که تاحالا نبوده. برای مثال(حالا مطمئن نیستم خیلی هم درست باشه ها دی:) اگه فرزین بیاد بخواد با ادبیات بومی هلند که زندگی میکنه اونجا بنویسه یحتمل و بدون شک داستان خیلی خوبی در میاد. البته همه داستاناشون عالیه و من هرکاری میکنم نمیتونم بهشون ایراد وارد کنم اما خب چنین چیزی یحتمل بهتر درمیاد. چرا؟ چون آشناییتش با اونجا زیاده، خلاصه که همین در و دیوار خودمون بهتر نتیجه میده تا در و دیوار اجنبیا دی:
    نثر به نظرم خیلی عنصر مهممیه تو بومی نویسی. البته اینو بگم من هنوز نمیتونم یه توضیح درست حسابی راجع به اینکه نثر ترجمه ای چیه نثر فارسی چیه بدم و تورو خدا یکی بیاد مارو روشن کنه دی: اما خب یحتمل فرقایی دارن که نثر فارسی رو از ترجمه ای متمایز میکنه و این فرقا بحشی از بومی بودن و نبودن اثرو مشخص میکنه.
    این بود شر و ور های من خلاصه دی:



    There's lot of people around me. But I feel lonely

  16. 3 کاربر از پست ali rbn تشکر کرده‌اند .


صفحه 13 از 13 نخستنخست ... 3111213

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •