هزارتو | مجمع هواداران هنر و ادبیات ژانری

نمایش نتیجه های نظرسنجی ها: بومی سازی یا آزادی؟

رأی دهندگان
36. شما نمی توانید در این نظرسنجی رای دهید.
  • بومی سازی

    20 55.56%
  • آزادی

    16 44.44%
صفحه 1 از 13 12311 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 128
  1. #1
    کاربر عضو

    تاریخ عضویت
    18th October 2014
    نوشته ها
    366
    تشکر
    568
    تشکر شده : 739 بار در 314 پست

    بومی سازی یا 100% آزادی؟

    خب قبل از بحث لازمه با یکسری عبارات آشنیی داشته باشید:
    بومی سازی:عاملی که شما را محدود میکند به فضا و قضای اطرافتان!
    آزادی:هرشخصیتی، هرمکانی، هرزمانی، همه چیز!
    خب دیگه خودتون انتخاب کنید(نظرسنجی اون بالاست)

  2. 4 کاربر از پست peter تشکر کرده‌اند .


  3. #2
    پشت صحنه

    تاریخ عضویت
    16th October 2014
    نوشته ها
    332
    تشکر
    1,068
    تشکر شده : 1,776 بار در 376 پست
    آقا با یه دید غریبی میای به موضوع نگاه می کنی .... تو این مایه ها که بسیار خب ما داریم با بی طرفی کامل راجع به امر سخیف و احمقانه ی بومی سازی صحبت می کنیم ... خب نه ... این نشد ... بومی سازی رو اگه تعریف دقیق تر دارید بگید .... اگه نه که خب من می گم بیاید سه قسمش بکنیم ... یکی بشه اون قسمی که مستقل داره اتفاق میفته یعنی ربطی به ایران و اروپا و افریقا و اینا نداره .... و داره توی دنیای یونیک خود داستان اتفاق میفته .... قسم بعدی بشه بومی سازی به معنای تطابق بک گراند کلی داستان با فضای بومی .... و قسم سوم هم بشن کارایی که تو فرانسه و اتیوپی و کره ی شمالی داره اتفاق میفته .... به اون قسمت اول که خب کاری نداریم ... نویسنده می تونه دنیای خودش رو برداره و کارش رو بکنه .... هر چند شما هر دنیایی هم که بسازی یه پس زمینه داره که داری الگوبرداریش می کنی از یه جایی .... ممکنه دنیای شما یه دنیای استیم پانک توی عصر سلجوقی باشه یا یه دنیای بدوی توی اسکاندیناوی یا یه دنیای ماجراجویی مدیترانه ای توی یه سیاره ی دیگه ولی تهش شما یه الگو رو برداشتی و تا یه حدی دستکاریش کردی و رسیدی به فرمول دنیای فعلی .... که خب به نظرم با همه ی این تفاسیر خوبه که این پیش زمینه هه هم بومی باشه ... یعنی قضیه اینه که توی یه کیفیت برابر واقعا بومی نوشتن آسون تر از غیربومی نوشتنه .... و خب چند تا نکته ی دیگه هم هست ... این که شما یه سری الگوهای ذهنی داری تو این مایه ها که مثلا " اوا چه کاریه آودن خون آشام تو فضای بومی " یا مثلا این که " قهرمان بداَسِ یه داستان ادونچری حتما باید مک دانلد بخوره و نمی تونه مثلا زبون بنا گوش با اب مغز بزنه " .... و خب کافیه شما یه خرده دیدت رو عمیق تر بکنی و اپروچت رو به نوشته تغییر بدی و این الگوهای سطحی رو از بین ببری ... نکته ی بعدی اینه که قاعدتا هر آدمی به بوم خودش مسلط تره .... از لحاظ فرهنگ و تاریخ و اتفاقات روزمره و ادبیات و خلق و خوها و رسوم .... و خب قاعدتا راحت تر می تونه فضا رو دربیاره ... نکته ی بعدی اینه که شما رسوم و فرهنگ بوم خودت تو کله ته به عنوان یه سری فریم های ذهنی دیگه .... بعد میای کارو غیربومی می نویسی اسم یاروها رو می ذاری جک و جان و درقابلمه و بیل و چکش و خب در ادامه اینا مثلا همگیشون تا قبل از ازدواج باکره ن و مثلا با دختر خوشگل کلاسشون نمی تونن حرف بزنن به خاطر ماخوذ به حیا بودنشون که از جنبه های مثبتشون هم هست احتمالا .... خب سوال من اینجا اینه که چراااااا؟ .... اگه شما باکره های قبل از ازدواج و پسرهای دورک ماخوذ به حیا می خوای چرا اسماشون رو نمی ذاری ارتین و امیر و کامران؟ .... بعد یه سوال دیگه اینه که بین قسمت دوم و سوم شما چرا باید قسمت سوم یعنی رفتن به فضای بیگانه رو امتحان کنی اگه موضوعیتی نداره برای نوشته ت .... یه موقع هست که اقای کافکا می خواد در مورد آمریکا بگه یا مثلا یه اقای اهل کنگو می خواد رمان دریانوردی بنویسه و خب بنا به موضوعیتش مجبوره بره به اون فضای غربیه و حتی اونجا هم زیاد دور نمی شن و دنیای مشابه رو انتخاب می کنن تا حد امکان ... بعد حالا یه موقع هست نویسنده ی اماتور ایرانی میاد زامبی اپوکالیپس می نویسه و مثلا توی فضای آمریکا می نویسه .... چرا؟ .... چون اونجا مشکل پیدا کردن اسلحه ندارن یا دخترا و پسرای داستانش می تونن به هم دست بزنن و دخترای داستانش روسری نپوشن ... خب اوکی .... الان جاییه که نویسنده می تونه مانور بده و یه کار دیگه ای بکنه با این قضیه و اصلا بیاد روسری رو از سر یاروها دربیاره با یه درام درستی و خب از همین محدودیت ها کار بکشه ... من به نظرم تنها دلیلی که یه نویسنده بین قسم دوم و قسم سوم، بومی نسازی رو انتخاب می کنه، اینه که کتاب غیربومی خونده و فکر می کنه که فضای بومی رو نمی شه با ایده های جذاب اونا آداپته کرد ... در صورتی که اگه یه خرده دیدش رو بهتر بکنه به راحتی می تونه بکنه این کارو ...
    ارس ..... پناه


  4. #3
    پشت صحنه

    تاریخ عضویت
    16th October 2014
    نوشته ها
    218
    تشکر
    1,630
    تشکر شده : 1,331 بار در 266 پست
    تو این مایه ها که رفیق ارشیا یه ذره نظرسنجیت آبکیه
    مثلن که آدم یاد بی طرفی اخبارهای شبانگاهی می افته حتی

    الان شما اگه به نظرت بومی نویسی ای که ما میگیم یه زندانه پس خوب منم به همین رد شدن از کادر اکتفا می کنم
    یه رویه ی پروپاگاندا طوری اگه قراره تاپیک بزنیم و بحث کنیم من یه ذره مورمورم میشه حتی

    بعد یه چیزی . جای این مبحث تو کارگاه های ادبیات نیست احیانن ؟
    ویرایش توسط Ghost of Idrom : 24th October 2014 در ساعت 11:15 PM

  5. 5 کاربر از پست Ghost of Idrom تشکر کرده‌اند .


  6. #4
    پشت صحنه

    تاریخ عضویت
    16th October 2014
    نوشته ها
    218
    تشکر
    1,630
    تشکر شده : 1,331 بار در 266 پست
    صرفن کپی یک بحث قدیمی تو فنزین که تاپیک یارو ادموند اسپم نشه مبادا
    سوال : آیا بومی نویسی چیز مهمی است ؟
    پاسخ : نه ! البته به این راحتی ها هم نیست که بومی نننویسید .

    مهم این است که یک سری قانون طلایی رعایت شود

    *نویسنده نباید برای چیزی زیادی زور بزند . نباید چیزی که خودتان باور نمی کنید را بنویسید

    واقعن رسوندن معنای این قضیه سخته یه کم . منظور اینه که شما تو درون خودتون باید یه تکیه گاه قوی داشته باشید که تمام جزئیات رو بسازه . حالا هر جا و به هر نحو . اگه واقعن باور دارید که رئیس خون آشام های بِرَنچ ایران کنت دراکولاست بنویسید . ولی انصافن ریلی ؟
    تا اون جا که دلم بهم میگه ...
    خون آشامای ایران تو یه روستای بین راهی که پر از پیرمردای خوش اخلاقه زندگی می کنن . اونا توریستایی که می خوان برن شیراز رو راهنمایی می کنن و گاهی و فقط گاهی ازشون خواهش می کنن که از ملک قدیمی اربابشون میرزا ملکم آشامیانی دیدن کنن . بعد توریستا موقع شام خوردن تو ظرفای گرون قیمت با مهر ناصرالدین شاه یه دفعه با آقای ارباب روبرو میشن . با هیبت یه شاهزاده ی قجری خوش اخلاق و صمیمی که خیلی گرم شروع به تعریف داستانای قدیمی می کنه . میگه که سالهاست اینجان و از عجایب عمارت قدیمی شون میگه . بعد از گردوندن دوستان تو دهلیزها و اتاق های تاریک و باغ هایی با صف های منظم درختات و جوی های پر سر و صدای وسطشون ، نصفه شبی مدام اصرار می کنه که توریستا از آب انبار قدیمی شون بازدید کنن . آب انباری که کاشی کاریش منحصر به فرد و دم ورودی یه کاشی لعاب خیلی بزرگ داره که تصویر ترسناکی روشه .وقتی که اونا می گن نه وما تو نمیایم تقریبن عصبانی میشه و نهایتن ...
    ببینین چیدن یه داستان با عناصر بومی که تو درونیات شماس خیلی راحته . اضافه بر این پلات ها ما مجموعه ی عظیمی از افسانه های فولکلور داریم که به شدت جذابن . لازم هم نیست جایی نوشته باشنشون . کافیه یه چند تا داستان جنی از پدر بزرگ مادر بزرگتون بنویسید . یا از کابوس های دوران کودکیتون . هر چیزی که عمیقن باورش داشته باشید احتمالن بومی هست .

    *نویسنده ی باید خلاقیت و قدرت ابداع داشته باشد . نوشته هایی که صرفن دنباله ی فکری کس دیگری اند و فقط تحت تاثیر دیگران خلق شده اند کامن قبل صرف نظر هستند

    ببینید همیشه باید دقت کنید که ترکیب داستانهای خوبی که خوندید خلاقیت نیست . ترجمه ی محیط ارباب حلقه ها به شاهنامه یا گیم آو ثرونز با نقشه ی ایران به همون اندازه احمقانه است که یکی بیاد نوشته های آرمان آرین رو تو فضای آمریکایی بنویسه :دی ( خداییش فکر کنید چه شود )
    ذهن شما باید پیچیده تر از این حرفا باشه . شما باید قادر به هر طراحی ای باشید . به این فکر کنید که تالکین اهمیت اصلیش به همین خلاقیت ها و دنیاسازی هاش بوده . باید به این باور برسید که شما نه تنها لازم نیست که برای نوشتن از الگوها و پلات چیزایی که خوندید استفاده کنید بلکه می تونید از تمامی کلیشه های دیگه هم پیروی نکنید . کی گفته شما فقط به جادوگر و خون آشام و روبات محتاجید . شما می تونید درباره ی یه مردی بنویسید که نامرئی شده ، دختری که قدرت پرواز پیدا کرده ، عروسکی که شروع به حرف زدن کرده . قالیچه ای که راهی به دنیای دیگه باز می کنه . کولری که باعث میشه یخبندان راه بیفته و الاغی که به بعد چهارم میره . و اصلن هیچ محدودیتی ندارید شما . قهرمان داستان شما می تونه یه ویروس کامپیوتری باشه یا میمون یکی از کاوشگرهای ایران که با یه تمدن بیگانه برخورد می کنه . یا خیلی جدی از یه انجمن سری بگید که با یه سری سلاح فوق پیشرفته می خوان یه مدرسه پر از بچه های باهوش رو گروگان بگیرن . واقعن فکر می کنید خیالتون حد و مرزی داره . اگه این طور فکر می کنید بهتون توصیه می کنم ننویسد کلن .


    * وقتی قرار است داستانتان در محیط های غیر بومی اتفاق بیفتد حداقل باید تحقیق کنید . آثار مشهور ، خیابانها ، زبان و اصطلاحات محلی ، بازارها ، ارز ، لباسها و ... . گرچه این کار به خودی خود کافی نخواهد بود . چون خواننده حرفه ای تواقع دارد شما خیلی بیشتر از یک توریست برایش مایه بگذارید

    ببینین واقعن صحیح می گن اونایی که می گن شما به خودی خود یه لهجه ی فکری دارید . واقعن احمقانه است اگه فکر کنید با رفت و آمد از متروی تهران می تونید حس و حال متروی لندن رو بفهمید . قطعن قلعه رودخان احساس متفاوتی با قلعه های اسکاتلند داره . بارون شمال با رطوبت منچستر فرق می کنه . یه سرخپوست دیدگاه متفاوتی به زندگی و مرگ داره با شما و هندی ها یه مدل دیگه زندگی می کنن کلن . اگه باهوش باشید به خوبی این تفاوت ها را می فهمید و حتی از یه سری کلیشه ها به نفع خودتون استفاده می کنید . ولی شک نکنید که مهم ترین کار دیدن و توجه به جزئیاته . به آدم های دروغگوی دور و اطرافتون دقت کنید . اونا همیشه موقع گفتن یه دروغ بزرگ سعی می کنن که از شرایط محیطی و اجتماعی به نفع خودشون استفاده کنن .

    یعنی مثلن وقتی می خوان بگن مریض بودن :
    تعریف می کنن که رفته بودن دکتر . از قضا ترافیک بوده . و تو راه بالا آوردن حتی . بعد از سر در شون میگن این که باد شدید اون روز حتی حالش رو بدتر کرده .
    در حالیکه اصلن مریض نشده بوده .

    یا فرض کنید که شما سر کار نرفتید و می خواید به طرفتون بگید که مشکلی پیش اومده و کارتون به پاسگاه کشیده :
    اون طرف شما رو باور نداره . باید چی کار کنید . مدام باید بهش آدرس بدید . این که کلانتری فلان خیابونم . افسرش فلان افسره معروفه که دهنتون رو سرویس کرده . و از پیچیدگیهای روند کار بگید و از شرایط وخیم کلانتری و رفتار بدشون با شما .

    خلاصه نویسندگی خیلی شبیه دروغگوییه و شما شک نکنید این که بخواید به دوستتون حالی کنید تو پاسگاه محل هستید راحت تره تا بخواید بگید پلیس کانادا دستگیرتون کرده . به هر حال یه سری جای خالی وجود داره که باید پرشون کنید . مثل یه خالی بند قهار . پس اگه دروغگو نیستید در مورد چیزای کوچیک تر و روزمره تر دروغ بگید .

    *** و نکته ی آخر
    اگه از من بپرسن بومی نویسی کلن چیه میگم
    بومی نویسی یعنی نویسنده ی سریال breaking bad کاراکتر خودش رو میفرسته به سد هوور که تو نقطه ی تلاقی چهار ایالت آمریکاست و اجازه میده که کاراکتر مهم ترین تصمیم احساسیشو با پرتاب سکه بین مرز ایالت ها بگیره .
    بومی نویسی یعنی وقتی تالکین رو می خونی یاد روستاهای انگلیس بیفتی و وقتی مارتین می خونی یاد قرون وسطایی که اجدادش تجربه کردن
    بومی نویسی یعنی شرلوک هولمز رو نشه به یه کارآگاه تو بندرعباس ترجمه کرد مگه به قصد طنز
    بومی نویسی یعنی از خودت بنویس یا از دنیای دیگه ای که عمیقن تو خیالاتت وجود داره و من باورش می کنم حتی


  7. 11 کاربر از پست Ghost of Idrom تشکر کرده‌اند .


  8. #5
    کاربر عضو

    تاریخ عضویت
    18th October 2014
    نوشته ها
    366
    تشکر
    568
    تشکر شده : 739 بار در 314 پست
    آقا من برای دفاع از وضعیت فعلی روشنفکران مقیم داخل احساس تکلیف میکنم دی:
    از دوستان عزیز موافق بومی بازی...ببخشید بومی سازی"-:دعوت میشه که بهترین داستان ژانر وحشتی رو که میتونن تو فضای بومی بنویسن و تا هفته دیگه ارائه بدن، منم یه داستان کاملا غیر فرهنگی... شرمنده! غیر بومی مینویسم، بعد نظرسنجی میزاریم ملت قضاوت کنن داستان بومی بهتره یا غیر بومی:))
    هدف اینه که ببینیم کدوم بوم سریعتر بهمون خط میده و بهتر درمیاد از سایرین، بوم خودمون یا بوم همسایه!
    از فرزاد فرزین ارس (سه بوم دار عزیز هزارتو :d ) دعوت میشه داستاناشونو شب هالووین بزارن رو سایت و از بومشون دفاع کنن.

  9. کاربران زیر از پست peter تشکر کرده‌اند:


  10. #6
    پشت صحنه

    تاریخ عضویت
    15th October 2014
    نوشته ها
    467
    تشکر
    5,602
    تشکر شده : 1,523 بار در 490 پست
    نقل قول نوشته اصلی توسط م.ارشیا نمایش پست ها
    آقا من برای دفاع از وضعیت فعلی روشنفکران مقیم داخل احساس تکلیف میکنم دی:
    از دوستان عزیز موافق بومی بازی...ببخشید بومی سازیدعوت میشه که بهترین داستان ژانر وحشتی رو که میتونن تو فضای بومی بنویسن و تا هفته دیگه ارائه بدن، منم یه داستان کاملا غیر فرهنگی... شرمنده! غیر بومی مینویسم، بعد نظرسنجی میزاریم ملت قضاوت کنن داستان بومی بهتره یا غیر بومی:))
    هدف اینه که ببینیم کدوم بوم سریعتر بهمون خط میده و بهتر درمیاد از سایرین، بوم خودمون یا بوم همسایه!
    از فرزاد فرزین ارس (سه بوم دار عزیز هزارتو:d) دعوت میشه داستاناشونو شب هالووین بزارن رو سایت و از بومشون دفاع کنن.
    آقا این چه جور روش بحثیه. آره نه می ذارم نه بر می دارم شماها یهو خفن ترین داستان وحشتتون رو ارائه بدین و خیلی تبلیغات وار و پروپاگاند وار. لابد اگه من خوشم نیومد یا در سطح فلان حرف من درسته.
    خب این نشد بحث. من هم از شما عزیزان غیر بوم دار خواهش می کنم که بیاید و یه داستان غیر بومی وحشت نه خوب. یه چیز بالای استاندارد بنویسید دی: و اگه ننوشتید لابد حق با ماست. این خب یه جورایی کلاً خلط مبحثه و این مبارزه طلبی یکی از روشای مغالطه است با عرض معذرت دی:

  11. 6 کاربر از پست سندمن تشکر کرده‌اند .


  12. #7
    کاربر عضو

    تاریخ عضویت
    12th August 2014
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    368
    تشکر
    1,006
    تشکر شده : 1,780 بار در 399 پست
    نقل قول نوشته اصلی توسط م.ارشیا نمایش پست ها
    آقا من برای دفاع از وضعیت فعلی روشنفکران مقیم داخل احساس تکلیف میکنم دی:
    از دوستان عزیز موافق بومی بازی...ببخشید بومی سازیدعوت میشه که بهترین داستان ژانر وحشتی رو که میتونن تو فضای بومی بنویسن و تا هفته دیگه ارائه بدن، منم یه داستان کاملا غیر فرهنگی... شرمنده! غیر بومی مینویسم، بعد نظرسنجی میزاریم ملت قضاوت کنن داستان بومی بهتره یا غیر بومی:))
    هدف اینه که ببینیم کدوم بوم سریعتر بهمون خط میده و بهتر درمیاد از سایرین، بوم خودمون یا بوم همسایه!
    از فرزاد فرزین ارس (سه بوم دار عزیز هزارتو :d ) دعوت میشه داستاناشونو شب هالووین بزارن رو سایت و از بومشون دفاع کنن.
    وای اصن حرکت خنده داره و چلنج نات اکسپتد :دی آقا مگه من کارخونه‌ی داستان‌نویسی هستم که تا هالووین داستان بنویسم؟ :دی
    ای شب چه می‌کشانی در خاک و خون شفق را؟ فردا دوباره آیند از راه نیزه‌داران!

  13. 5 کاربر از پست blood-angel تشکر کرده‌اند .


  14. #8

    پشت صحنه

    تاریخ عضویت
    20th October 2014
    نوشته ها
    317
    تشکر
    1,554
    تشکر شده : 1,993 بار در 409 پست
    امروز روز مباهله‌اس؟ D:

    در هر صورت:
    «نقره‌های دالان جنی‌ها» از والکری:
    [ فقط کاربرانی که ثبت نام کرده اند قادر به دیدن لینک ها هستند. can see links. ]
    «گوتیک بودن» از ملخ بزرگ:
    [ فقط کاربرانی که ثبت نام کرده اند قادر به دیدن لینک ها هستند. can see links. ]

    من در حقیقت می‌خواستم داستان ماه کامل بهزاد رو لینک بدم ولی پیداش نکردم. سایتا هم که خدا رو شکر مثل برگ خزون می‌ریزن و ما می‌خوایم یه داستان قدیمی پیدا کنیم باید بریم archive.org

    عرضم اینه هم داستان بومی خوب داریم هم داستان غیر بومی خوب. یعنی به نظرم این ایده‌ی عجیبیه که کسی نمی‌تونه داستان بومی خوب بنویسه یا کسی نمی‌تونه داستان غیر بومی خوب بنویسه.
    آره، شاید داستان خون‌آشامی با حسن و کامران و آتوسا خوب درنیاد، لابد به خاطر این‌که ما فولکور خون‌آشامی نداریم این‌جا. ولی این همه جک و جونور تو فولکلور ما هست، می‌شه اونا رو استفاده کرد. یا حالا اصن چه لزومی داره از جک و جونور استفاده کنه؟ همین آدما خودشون خیلی هم ترسناکن D:
    من هم داستان بومی بد خوندم، هم داستان با ستینگ غربی بد، هم داستان با زمان و مکان تخیلی بد.
    هم داستان بومی خوب خوندم، هم داستان با ستینگ غربی خوب، هم داستان با زمان و مکان تخیلی خوب. منتها داستان با ستینگ غربی خوب کم دیدم حقیقتش. به نظرم علتش بیشتر اینه که خیلی وقتا نویسنده‌ها از سر بی‌تجربگی می‌رن به سمت ستینگ غربی. چون می‌خوان همون فانتزی‌ای که تو ذهن‌شون ساخته شده از خوندن فلان کتاب و بسار کتاب رو دوباره بازسازی کنن.
    من خودم معمولاً سعیم رو می‌کنم که اگه یه چیزی می‌نویسمش کلاً تخیلی باشه و محدود نباشه به یه زمان و مکان خاص؛ که آدم آزادی داشته باشه که هر غلطی دلش می‌خواد بکنه. منتها حرف اون نیست! حرف اینه که چرا جان و جیمیز! باید برن دبیرستان خصوصی جی‌اف‌کی تو منهتن؟ به جای این‌که محسن و نوید برن دبیرستان نمونه مردمی مفتح تو جمهوری مثلاً.
    حالا البته نویسنده مختاره که هر چی دوس داره بنویسه. منتها چرا مثلاً یه فضایی که ندیده و لمس نکرده رو زور چپون کنه تو داستانش؟ حالا من نمی‌گم که امت رو شلاق بزنیم که بیان تو محیط بومی بنویسن، ولی چه اصراری هست توی محیط غربی نوشتن؟ چه اصراری هست که کاراکترای مقوایی رو تو محیطای تقلبی هی دوباره و دوباره بازسازی کنیم؟

    حالا در هر صورت اینم یه فرصتی شد که ما یه لینک به بیرونی بدیم p:



    بعدالتحریر: حالا صرف نظر از قضیه‌ی مباهله، اگه کاربر به حد کافی داریم تو سایت الآن و حال و وقتش هست، ایده‌ی بدی نیست تریپ مسابقه‌ی داستانک‌نویسی برای هالووین یا به مناسبت افتتاح سایت یا هر چی D:
    تریپ جوسازی و اینا شه که امت گول بخورن بیشتر بیان D:
    سینا رو گول بزنین بیاد برگزار کنه D:
    ویرایش توسط arfsp : 27th October 2014 در ساعت 10:49 AM

  15. 7 کاربر از پست arfsp تشکر کرده‌اند .


  16. #9
    کاربر عضو

    تاریخ عضویت
    18th October 2014
    نوشته ها
    366
    تشکر
    568
    تشکر شده : 739 بار در 314 پست
    آقا یادتون نره فرانکشتاین و ومپایر با همین مسابقات مسخره خلق شدن، و آقا من شروع به نوشتن کردم، شما بومی نویسان هم یکیتون شروع به نوشتن کنه دیگه دی: آقا بیاید از بومتون دفا کنید دی:

  17. کاربران زیر از پست peter تشکر کرده‌اند:


  18. #10
    کاربر عضو

    تاریخ عضویت
    18th October 2014
    نوشته ها
    366
    تشکر
    568
    تشکر شده : 739 بار در 314 پست
    نقل قول نوشته اصلی توسط arfsp نمایش پست ها
    بعدالتحریر: حالا صرف نظر از قضیه‌ی مباهله، اگه کاربر به حد کافی داریم تو سایت الآن و حال و وقتش هست، ایده‌ی بدی نیست تریپ مسابقه‌ی داستانک‌نویسی برای هالووین یا به مناسبت افتتاح سایت یا هر چی D:
    تریپ جوسازی و اینا شه که امت گول بخورن بیشتر بیان D:
    سینا رو گول بزنین بیاد برگزار کنه D:
    آقا این ایده من بود نمیشه خومدم برگزارش کنم؟"-:
    بعد آقا واقعا تو یه هفته نمیتونید داستان بنویستد؟ خیلی کوتاه؟ بیش از اندازه کوتاه؟ بابا دو خط!

  19. 2 کاربر از پست peter تشکر کرده‌اند .


صفحه 1 از 13 12311 ... آخرینآخرین

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •